فرقه فرانک و پرستش جنسي


فرقه فرانک و پرستش جنسي

در حوالي نيمۀ سدۀ هيجدهم از درون فرقۀ رازآميز کابالا و بر بنياد ميراث شابتاي زوي و ناتان غزه‌اي فردي به‌نام «ياکوب فرانک» ظهور کرد و فرقه‌اي را بنياد نهاد که به «فرانکيست»‌ شهرت يافته است.

«يعقوب بن يهودا ليب»، که با ‏نام ياکوب فرانک (1726-1791) شهرت دارد، به يک خانواده ثروتمند تاجر و پيمانکار يهودي ساکن اوکراين تعلق داشت و همسرش نيز از يک خانواده ثروتمند تاجر بود. فرانک در جواني به طريقت کابالا جذب شد، کتاب زُهَر را خواند و به عضويت فرقۀ شابتاي زوي درآمد. در دسامبر 1755، فرانک از سوي سران فرقۀ دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهي زادگاه خود شد. فرانک در رأس فرقۀ شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي کمي بعد، در ژانويه 1756، کارش به رسوايي کشيد. زماني که فرانک و پيروانش در يک خانۀ دربسته مشغول اجراي مناسک جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند، به علت باز شدن تصادفي پنجره‌ها، مردم مطلع شدند و تمامي آنان را دستگير کردند. مقامات شهر ياکوب فرانک را آزاد کردند زيرا گمان بردند وي تبعه دولت عثماني است. فرانک به عثماني بازگشت و مدتي به ظاهر مسلمان شد. کمي بعد، بار ديگر به پودوليا رفت و رهبري فرقۀ شابتاي را در گاليسيا، اوکراين و مجارستان به دست گرفت. مدتي بعد، ياکوب فرانک و صدها تن از پيروان يهودي او گروه گروه به مسيحيت (مذهب کاتوليک) گرويدند. مقامات اسقفي منطقه نيز با خشنودي آنان را به مذهب مسيحيت پذيرفتند. (مأخذ: ibid, vol. 7, pp. 55-58) دائرة‌المعارف يهود مي‌نويسد:

در سال‏هاي (1756-1760) بخش بزرگي از پيروان ياکوب فرانک به مذهب کاتوليک گرويدند و فرقه‌اي مشابه دونمه‌ را در لهستان تشکيل دادند. آنان تنها ظاهر زهر کاتوليک بودند.
(مأخذ: ibid, vol. 14, p. 1252)

دائرة‌المعارف يهود به صراحت فرقۀ فرانکيست را «يک فرقۀ مخفي يهودي» مي‌خواند.
(مأخذ: ibid, vol. 7, p. 68)

مسيحي شدن فرانک سبب جلب برخي مسيحيان لهستان و شرق اروپا به اين فرقه شد. گردانندگان فرقۀ فرانک در لهستان و روسيه يهوديان ثروتمند و تحصيل‌کرده، گروهي از خاخام‌هاي جوامع کوچک يهودي و برخي از آنان پسران سران جوامع يهودي شرق اروپا بودند. بخش مهمي از اعضاي فرقه ميهمانخانه‌دارها و ميخانه‌دارهاي يهودي بودند. در موراويا و بوهم، تعدادي از اعضاي خاندان‏هاي اشرافي و ثروتمند مسيحي به اين فرقه گرويدند. (مأخذ: ibid, p. 65) بايد افزود که پيروان ياکوب فرانک در آن زمان به عنوان فرقۀ شابتاي زوي شناخته مي‌شدند و خود آنان نيز خويش را «مؤمنين»، يعني پيروان شابتاي زوي، مي‌خواندند. نام «فرانکيست» از سده نوزدهم به ايشان اطلاق شد. (مأخذ: ibid, p. 58)

به ‏رغم گروش ظاهری فرانک و پيروانش به مسيحيت، تکاپوي فرقۀ فوق نارضايي مردم را برانگيخت و در پي فاش شدن برخي عمليات جنسي آنان، در فوريه 1760 مقامات دولتي فرانک را در شهر ورشو دستگير کردند. ياکوب فرانک به مدت 13 سال محترمانه به يک قلعه در چکسلواکي تبعيد شد. از سال 1762 همسرش نيز به او پيوست. در اين دوران، پيروان کثير او به ديدارش مي‌رفتند و مراسم خود را، که آميخته با عمليات جنسي بود، در داخل قلعه و بيرون از آن انجام مي‌دادند. (مأخذ: ibid, pp. 65-66)

فرانک پس از آزادي به شهر «برنو» (منطقه موراويا) رفت و در نزد دخترعموي خود، که همسر يک تاجر ثروتمند يهودي بود، اقامت گزيد. شهر برنو از سدۀ هفدهم يک کانون مهم يهودي‌نشين بود. در اين زمان، ياکوب فرانک از ميان پيروان خود در شهر برنو يک سازمان مسلح ايجاد کرد که اعضاي آن اونيفورم‌هاي نظامي مي‌پوشيدند و تعليمات نظامي مي‌ديدند. اينک ياکوب فرانک فرد مهمي به شمار مي‌رفت، تا بدان حد که در مارس 1775 به وينسفر کرد و از سوي امپراتور و وليعهد هابسبورگ مورد پذيرايي قرار گرفت. به ‏نوشتۀ دائرة‌المعارف يهود، علت اين رابطه قولي بود که فرانک به امپراتور  داده بود که از طريق اعضاي سازمان سرّي خود بخش‌هايي از سرزمين عثماني را تجزيه کند. از آن پس اعضاي به ظاهر مسيحي فرقه فرانک به‌طور ناشناس به عثماني مي‌رفتند و به ‏ويژه در سالونيک با دونمه‌هاي به زهر مسلمان رابطه استوار داشتند. (مأخذ: ibid, p. 67)

منبع مالي ياکوب فرانک، که درباري باشکوه و ارتشي مسلح و مجهز بر پا کرده بود، ناشناخته است. اين در حالي است که او در برنو صدها مريد مسلح داشت که به هيچ کار و حرفه‌اي اشتغال نداشتند و تمام وقت در خدمتش بودند. (مأخذ: ibid) روشن است که ياکوب فرانک از يک منبع غني مالي، بجز پيروانش، تغذيه مي‌شد زيرا در سال 1784 براي مدت کوتاهي دريافت پول از اين منبع قطع شد و او در وضع مالي دشواري قرار گرفت. (مأخذ: ibid)

آئين فرانک بر پرستش سه‌ خدا استوار است: «خداي خوب»، «برادر بزرگ» و «زن باکره». «خداي خوب» ياکوب فرانک همان «اتيکه کديشه» (علت نخستين) در مسلک شابتاي زوي، است. «برادر بزرگ» همان «خداي اسرائيل» است که شابتاي زوي و ياکوب فرانک پيامبران اويند. «خداي اسرائيل» سرانجام ياکوب فرانک را فرستاد و وي با مجسم ساختن پرستش زن، ضلع گمشده اين تثليث، رسالت خود را به پايان برد.
(مأخذ: ibid, vol. 14, p. 1252) «پرستش زن» بيان عريان همان نمادهايي است که پيش‌تر، در مکتب کابالاي اسحاق لوريا، از طريق تبديل «شخينا» به نماد مؤنث پديد آمده بود.

برگزاري مناسک جنسي از سوي اعضاي فرقۀ فرانک امري مسلم و قطعي است. مورخين دانشگاه عبري اورشليم مي‌نويسند اعضاي اين فرقه «در جشن‌هاي خود به عياشي‌هاي جنسي مي‌پرداختند.»
(مأخذ:  Ben-Sasson, ibid, p. 768.) يکي از مراسم آنان «پرستش بانو» نام داشت. در اين مراسم همسر فرانک، و پس از مرگ او دخترش، اِوا، در برابر پيروان مجذوب ظاهر مي‌شدند و مورد پرستش قرار مي‌گرفتند. فرانک در اواخر عمر شايع کرد که اين دختر فرزند نامشروع کاترين کبير، ملکۀ مقتدر روسيه، است که به‌طور ناشناس تحت سرپرستي او قرار گرفته. اين شايعه چنان رواج يافت که حتي برخي مقامات عالي‌رتبۀ امپراتوري روسيه نيز آن را باور کردند و گمان بردند که به راستي دختر فرانک از خاندان تزار است. (مأخذ: Judaica, vol. 7, pp. 67-68)

پس از مرگ ياکوب فرانک، يکي از برادرزاده‌هاي او به‏ نام جونيوس فري رهبري فرقه را به دست گرفت. او کمي بعد رهبري فرقه را به اِوا فرانک واگذارد و خود به فرانسه رفت. اين مقارن با انقلاب فرانسه است. جونيوس فري در کِسوت انقلابيون در آمد و به يکي از سران کلوپ «ژاکوبن‌ها» بدل شد. (مأخذ: ibid, p. 68) اِوا فرانک تا زمان مرگ (1816) رهبر فرقۀ فرانک بود.

در سده‌هاي نوزدهم و بيستم ميلادي، فرقۀ فرانک به صورت يک سازمان سرّي به حيات خود ادامه داد؛ اعضاي آن «به ظاهر» به‌طور دقيق آداب کاتوليکي را اجرا مي‌کردند و در محل زندگي خود به عنوان مسيحيان مؤمن شناخته مي‌شدند. (دائرة‌المعارف يهود تعبير «به‌ظاهر» را به کار برده که نشانگر تداوم يهوديت در فرانکيست هاست.) (مأخذ: ibid, vol. 7, p. 66) اعضاي فرقه، چون دونمه‌هاي عثماني، تنها در ميان خود ازدواج مي‌کردند. بدينسان، به ‏نوشتۀ دائرة‌المعارف يهود، «يک شبکۀ گستردۀ خانوادگي» از فرانکيست‌ها پديد شد؛ آنان فرزندان‌شان را طبق روش خود پرورش مي‌دادند و با تاريخ و سنن فرقه آشنا مي‌کردند. اعضاي اين فرقه، به سان ماسون‏ها، يکديگر را «برادر» مي‌خوانند. (مأخذ: ibid, p. 69) فرانکيست‌هاي لهستان، مانند دونمه‌هاي عثماني، در دوران بي‌ثباتي سياسي اين کشور از موقعيت بهره جستند و برخي از آنان عناوين اشرافيبراي خود به دست آوردند. (مأخذ: ibid, p. 66) برخي از خانواده‌هاي فرانکيست مقيم امپراتوري اتريش نيز به صفوف اشرافيت اتريش راه يافتند. (مأخذ: ibid,
p. 68) در سدۀ نوزدهم بسياري از آنان به مقامات عالي سياسي لهستان رسيدند. سازمان سرّي فرانکيست‌ لهستان با دونمه‌هاي عثماني رابطه نزديک داشت. (مأخذ: ibid, p. 71) کانون ديگر فرقه فرانک در شهر ورشو (چکسلواکي) بود. فرانکيست‌ها در اين شهر به احداث کارخانه‌هاي متعدد دست زدند و در سازمان‏هاي ماسوني آن تکاپويي گسترده داشتند. (مأخذ: ibid, p. 68)

در سال‏هاي (1848-1849) تعداد زيادي از خانواده‌هاي فرانکيست به ايالات متحده آمريکا مهاجرت کردند. به‏ نوشتۀ دائرة‌المعارف يهود، حتي تا به امروز نيز برخي از اعضاي فرقه فرانک تصوير مينياتور اِوا فرانک، دختر ياکوب، را به گردن خود مي‌آويزند. (مأخذ: ibid, p. 71)

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: