تاریخچۀ فراماسونری

«فراماسون» یا «فراماسونری» آموزش‌ها و آداب فرقۀ پنهانی برادران (بنایان آزاد) که بر اساس همیاری گرد آمده‌اند. کار فراماسونی نهانی است و اعضای انجمن‌های فراماسونی نباید آیین و رسوم آن را بازگو کنند، ولی مانعی ندارد که عضویت خود را در انجمن اشکار کنند. فراماسونری گسترده‌ترین و جهانگیرترین انجمن پنهان است و با پیشرفت امپراتوری بریتانیا در جهان گسترش یافت و به همین جهت در جزایر بریتانیا و کشورهای وابسته به امپراتوری و کشورهای زیر نفوذ آن از همه‌جا گسترده‌تر است. شمار فراماسون‌ها حدود شش ملیون نفر تخمین زده می‌شود که از این عده چهار میلیون در ایالات متحده آمریکا و یک میلیون در جزایر بریتانیا هستند و بقیه در دیگر کشورها. گفته می‌شود در فراماسونری رسم و سنت بر هر قاعده و قانونی غلبه دارد.

 

آیین فراماسونری شامل مقرراتی است که انجمن‌های محلی موسوم به «لژ» (loge) با آن‌ها با یکدیگر در ارتباطند. عضویت در فراماسونری در کشورهای کمونیست و همچنین در اسپانیا و پرتغال و اندونزی و مصر ممنوع است. در آلمان هیتلری و ایتالیای فاشیست دستگاه فراماسونری از این دو کشور برچیده شد. پیروان کلیسای کاتولیک نیز از عضویت در این دستگاه منع شده‌اند. ریشۀ فراماسون از سده‌های میانۀ اروپاست. در آن دوران بنّاهای روزمزدِ دورگرد اتحادیه‌ای داشتند که امور صنفی را در میان می‌گذاشتند و در هر شهر با هم گرد می‌آمدند و مسائل خود را مطرح می‌کردند و تصمیماتی برای پیشرفت کار خود می‌گرفتند و برای پرهیز از گرفتاری‌ها، انجمن‌ها و بحث‌های آنان پنهانی بود. در سده‌های شانزدهم و هفدهم سازمان این بنّاهای آزاد رونق بسیار داشت و تنها بنایان می‌توانستند در آن عضو شوند. فراماسونری با آداب و نمادهای صنف‌های قرون وسطایی آغاز کرد، اما سرانجام بویژه در سده‌های هفدهم و هجدهم آیین‌ها و دم و دستگاه فرقه‌های دینی و برادری شهسواران را برای خود برگزید. در (1717 میلادی) نخستین لژ بزرگ که اتحادیه‌ای از لژها بود، در انگلستان پایگذاری شد. سپس در کشورهای دیگر نیز لژهای بزرگی برپا شد. در قرن هجدهم گروهی از کسانی که هیچ‌گونه وابستگی با صنف بنا نداشتند ولی سازمان پنهانی آن‌ها را پسندیده بودند، به دستگاه فراماسونری وارد شده و رسوم و آیین‌های آن‌ها را پذیرفتند و چندی نگذشت که دستگاه جمعیت بنّاها به دستگاه فراماسونری امروز بدل شد و کمی بعد شاخه‌های آن در اغلب کشورهای اروپا برپا شد. اعضای این دستگاه بیشتر اعیان و اشراف و بازرگانان و ثروتمندان بودند، که هریک به‌منظور خاصی عضو دستگاه می‌شدند تا با یاری همدیگر به مقصود خود برسند. پنهانی بودن سازمان و همچنین شعارهای اخلاقی و خیرخواهانۀ آن و اصل همیاری در سازمان نیز گروهی را جذب می‌کرد. اعضا یکدیگر را با نشانه‌های ویژه می‌شناختند و می‌بایست یکدیگر را یاری کنند. در سدۀ هجدهم و نوزدهم دستگاه فراماسونی رونق فراوان یافت وبین اعضای آن پادشاهان و سیاستمداران و صاحبان نفوذ یافت می‌شدند، ازجمله جورج واشنگتن (نخستین رئیس جمهور آمریکا) گوته (شاعر آلمانی)، ادوارد هفتم (پادشاه انگلستان) وعدۀ دیگری از افراد سرشناس دیگر کشورها عضو این دستگاه بودند.

 

اگرچه فراماسونری را اغلب یک نهاد مسیحی انگاشته‌اند، اما چنین نیست ولی بسیاری از عناصر دینی را در اصول عقاید خود دارد. آموزه‌های آن اخلاق، و نیکوکاری و پیروی از قانونِ سرزمین را با هم جمع می‌کند. درخواست کنندۀ عضویت می‌یابد بالغ و «مؤمن» به «وجود باری تعالی» و جاودانگی روح باشد. برخی از لژها به داشتن پیشداوری‌های ضد یهود، ضد کاتولیک و ضد سیاه متهم شده‌اند. اکثر لژها در اکثر کشورها به سه درجۀ عمده تقسیم شده‌اند: شاگرد‏‏‏، یار (رفیق)، حرفه‌ای، استاد. در بسیاری از لژها درجه‌ها بسیار است، یعنی هر یک از سه درجۀ اصلی به چندین درجه تقسیم می‌شود.

 

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شعبه‌های دستگاه فراماسونری در کشورهای خاورمیانه مانند، ترکیه، مصر و ایران هم برپا شد، ولی لژها و انجمنهای فراماسونی در این کشورها بزودی وسیله‌ای برای پیشرفت سیاست‌های استعمار اروپائی، بویژه استعمار بریتایا واقع شد. در زمان «ناصرالدین شاه»، «میرزا ملکُم خان» دستگاه فراماسونری را در ایران بر پا کرد و قصد او این بود که عده‌ای از مخالفان رژیم استبداد را گرد آورد و استفاده سیاسی از آن جمعیت بکند. مردم این انجمن پنهانی را «فراموشخانه» نامیدند، زیرا کسانی که عضو آن می‌شدند پیمان بسته بودند که هرچه می‌بینند و می‌شنوند فراموش کنند و باز نگویند. دستگاه فراماسونری میرزا ملکم خان به دلیل مخالفت حکومت وقت چندان دوام نیافت و ناصرالدین شاه دستور سرکوبی آن را داد؛ ولی پس از آن شعبه‌ای از فراماسونری انگلیسی و فرانسوی در ایران تشکیل شد و بعدها با گرد آمدن گروه بزرگی از صاحبان قدرت و نفوذ در تشکیلات فراماسونری، این دستگاه در گرداندن کارها و برآوردن مقاصد سیاستهای استعماری نقش بزرگی یافت.

مأخذ: (دانشنامه سیاسی ص.241)

 

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: