خامنه‌ای

 

 تصویر شناسنامه علی خامنه‌ای

 تولد و خانواده

 علی خامنه‌ای در «روز ۲۴ تیر ماه سال ۱۳۱۸» (برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ و ۱۶ ژوئیه ۱۹۳۹) در شهر مشهد در ایران به دنیا آمد. پدرش «سیّد جواد خامنه‌ای» از مجتهدان مشهد به شمار می‌رفت و پدربزرگش «سیّد حسین خامنه‌ای» از روحانیون آذربایجانی مقیم نجف و جدش اهل تفرش و مهاجر به آذربایجان بود. سیّد علی خامنه‌ای متأهل و دارای ۶ فرزند است. همسر وی «خجسته» نام دارد. نام دخترانش «بشری» و «هدی»، و نام پسرانش «مجتبی»، «مصطفی»، «مسعود» و «میثم» است.

 

یکی از دختران وی همسر فرزند «محمدی گلپایگانی» (رئیس دفتر رهبری) است. پسرش مجتبی خامنه‌ای با دختر «غلامعلی حداد عادل» ازدواج کرده ‌است. مصطفی دیگر فرزند وی با دختر «عزیزالله خوشوقت» ازدواج کرده‌است. مسعود نیز با فرزند «آیت‌الله خرازی» و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده‌است.

«سیّد محمد خامنه‌ای»، برادر بزرگتر او، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بوده و در حال حاضر ریاست بنیاد حکمت اسلامی صدرا را بر عهده دارد. برادر کوچکتر وی «سیّد هادی خامنه‌ای» نیز روحانی و فعال سیاسی عضو مجمع روحانیون مبارز است که در سال ۱۳۷۲ «روزنامۀ جهان اسلام»، و سال ۱۳۷۹ «روزنامۀ حیات نو» را منتشر کرد که این روزنامه به دستور دادگاه ویژه روحانیت توقیف شد.

خواهر وی «بدری حسینی خامنه‌ای» (همسر شیخ علی تهرانی) بود. علی تهرانی روحانی فعال در دوران انقلاب بود که به مجاهدین خلق گرایید و به عراق پناهنده گشت. او در سال ۱۳۷۴ به همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت. همسر او «بدری حسینی خامنه‌ای»، در ایران درگذشت. برادر کوچکتر او، «سیّد حسن خامنه‌ای»، مسئول هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری وزارت نفت و نمایندۀ وزیر در این هیئت است.

 

دوران کودکی و تحصیل

او از دوران کودکی در خانواده‌ای فقیر پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگش سیّد محمد به مکتبخانه و پس از مدتی به یک مدرسه ابتدائی اسلامی به نام دارالتعلیم دیانتی رفت و تحصیلش را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد. در دورۀ دبیرستان، خواندن جامع المقدمات و صرف و نحو را آغاز کرد. سپس از مدرسه جدید وارد حوزۀ علمیه مشهد شد و نزد پدر و دیگر استادان وقت ادبیات و مقدمات را خواند.

وی کتب ادبی از قبیل جامع المقدمات، سیوطی، مغنی را نزد مدرسان مدرسۀ سلیمان خان و نوّاب خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت می‌کرد. کتاب معالم را نیز در همان دوره خواند. سپس شرایع الاسلام و شرح لمعه را مشترکاً نزد پدرش و آقا میرزا مدرس یزدی، رسائل و مکاسب را در حضور شیخ هاشم قزوینی، و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دورۀ مقدمات و سطح را در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. وی در زمینۀ منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزواری را ابتدا از جواد آقا تهرانی و بعدها نزد شیخ رضا ایسی خواند.

 

سفر به نجف و تحصیل در قم

در سال ۱۳۳۶ به قصد زیارت عازم نجف شد. در مدت اقامت کوتاه خود از دروس سیّد محسن حکیم، ابوالقاسم خویی و محمد شاهرودی بهره برد و با مشاهدهٔ وضعیت تحقیق و تدریس در نجف تصمیم به تحصیل در آن شهر گرفت. اما به دلیل مخالفت پدر پس از هفت ماه به ایران بازگشت.

پس از آن از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزۀ علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شد و در درس سیّد حسین بروجردی، مرتضی حائری یزدی و محمدحسین طباطبایی حاضر شد و در درس فقه و اصول سیّد روح‌الله خمینی شرکت جست. در سال ۱۳۴۳ یک چشم پدر وی بر اثر بیماری آب مروارید نابینا شد.]پس از آن علی‌رغم علاقه‌اش به تحصیل در قم، برای مراقبت از پدر به مشهد بازگشت.

 

مبارزات سیاسی پیش از انقلاب

سیّد علی خامنه‌ای خود را «از شاگردان فقهی، اصولی، سیاسی و انقلابی سیّد روح‌الله خمینی» می‌داند امّا به گفتهٔ خودش نخستین جرقّه‌های سیاسی و مبارزاتی و دشمنی با نظام پهلوی را سیّد مجتبی نوّاب صفوی در ذهن او به وجود آورده‌است: «همان وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نوّاب صفوی در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد.»

در سال ۱۳۳۱ هنگامیکه نوّاب صفوی با عدّه‌ای از فدائیان اسلام به مشهد رفته بود و در مدرسه سلیمان خان، سخنرانی پر‌هیجانی را در موضوع احیای اسلام و حاکمیت احکام الهی، و مخالفت با شاه و انگلیس و ادعای دروغگو بودن آنان نسبت به ملّت ایران، ایراد کرد. سیّد علی خامنه‌ای یکی از طلاب جوان همان مدرسه بوده‌است.

 

همراهی با سیّد روح‌الله خمینی

سیّد علی خامنه‌ای در ۱۲ خرداد ۱۳۴۲ (۹ محرم) دستگیر و یک شب بازداشت شد و فردای آن روز به شرط اینکه منبر نرود و تحت نظر باشد آزاد شد. با پیش آمدن حادثه خونین ۱۵ خرداد، باز هم او را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامی دادند و ۱۰ روز در آنجا زندانی شد.

دومین بازداشت

 

علی خامنه‌ای در زندان، در دوران حکومت پهلوی

در بهمن ۱۳۴۲(رمضان ۱۳۸۳) خامنه‌ای با عده‌ای از دوستانش به مقصد کرمان حرکت کرد. پس از دو سه روز توقف در کرمان و سخنرانی و منبر و دیدار با علما و طلاب آن شهر، عازم زاهدان شد. به دلیل سخنرانی‌های به ویژه درایام ششم بهمن، سالگرد انتخابات و رفراندوم شاه، در روز ۱۵ رمضان که مصادف با تولد حسن بن علی بود، ساواک شبانه او را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. وی حدود ۲ ماه به صورت انفرادی در زندان قزل‌قلعه زندانی شد.

سومین و چهارمین بازداشت

به دلیل کلاس‌های تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی وی در مشهد و تهران مورد تعقیب ساواک قرار گرفت. بدین خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفیانه زندگی می‌کرد، و یک سال بعد در ۱۳۴۶ دستگیر و محبوس شد. وی بار دیگر توسط ساواک در سال ۱۳۴۹ نیز دستگیر و زندانی گشت.

پنجمین بازداشت

وی درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک می‌نویسد:

«از سال ۴۸ زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌های جاری رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانی نمی‌تواند با افرادی از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً و برای پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهای خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان می‌داد که دستگاه از پیوستن جریان‌های مبارزه مسلحانه به کانون‌های تفکر اسلامی به شدت بیمناک است و نمی‌تواند بپذیرد که فعالیت‌های فکری و تبلیغاتی من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادی، دایره درس‌های عمومی تفسیر و کلاسهای مخفی ایدئولوژی و… گسترش بیشتری پیدا کرد.»

 

بازداشت ششم

در بین سال‌های (‎۱۳۵۰-۱۳۵۳) درس‌های تفسیر و ایدئولوژی سیّد علی خامنه‌ای در سه مسجد کرامت، امام حسن(ع) و میرزا جعفر در مشهد تشکیل می‌شد. این فعالیت‌ها موجب شد که در دی ماه ۱۳۵۳ ساواک به خانه‌اش در مشهد هجوم برده، او را دستگیر و بسیاری از یادداشت‌ها و نوشته‌هایش را ضبط کند. این ششمین و سخت‌ترین بازداشت بود و تا پاییز ۱۳۵۴ در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری بود. در این مدت او در سلول انفرادی نگه داشته شد. وی در این مورد گفت: «سختی‌هایی که در این بازداشت تحمل می‌کرد، فقط برای آنان که آن شرایط را دیده‌اند، قابل فهم است.» پس از آزادی از زندان، به مشهد برگشت و باز هم همان برنامه ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاس‌های سابق را به او ندادند.

 

در تبعید

در اواخر سال ۱۳۵۶، نیروهای امنیتی دولت پهلوی وی را دستگیر و برای مدت ۳ سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال ۱۳۵۷ با اوجگیری مبارزات انقلاب ایران، از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد بازگشت.

در آستانه پیروزی

درآستانهٔ پیروزی انقلاب اسلامی، پیش از بازگشت سیّد روح‌الله خمینی از پاریس به تهران، و از سوی وی به عضویت در «شورای انقلاب» با شرکت افرادی همچون مطهری، بهشتی، هاشمی رفسنجانی منصوب شد. پیام خمینی توسط مطهری به وی ابلاغ گردید و با دریافت پیام سیّد روح‌الله خمینی، از مشهد به تهران آمد.

  پس از انقلاب تا رهبری

 

علی خامنه‌ای در جبهه، در دوران جنگ

 

پس از ترور توسط مجاهدین

فهرست زیر خلاصه‌ای از فعالیت‌های علی خامنه‌ای پس از پیروزی انقلاب تا درگذشت روح‌الله خمینی است.

  • عضویت در حزب جمهوری اسلامی در اسفند ۱۳۵۷
  • معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸
  • سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۵۸
  • امام جمعه تهران، ۱۳۵۸
  • نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ۱۳۵۸
  • نماینده سیّد روح‌الله خمینی در شورای عالی دفاع، ۱۳۵۹
  • ترور نافرجام ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران توسط مجاهدین و جواد قدیری [۲۲]، این حادثه موجب از کار افتادن دست راست وی شد.
  • ریاست جمهوری دورهٔ اول؛ به دنبال ترور محمد علی رجایی دومّین رئیس جمهور ایران، وی در مهرماه ۱۳۶۰ به مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
  • ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰
  • ریاست جمهوری دورهٔ دوم؛ از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ مجدداً به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

 

رهبری جمهوری اسلامی

پس از درگذشت سیّد روح‌الله موسوی خمینی، مجلس خبرگان رهبری که اعضای آن با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شوند در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، سیّد علی خامنه‌ای را که در آن زمان ریاست جمهوری ایران را بعهده داشت، به سمت «رهبر جمهوری اسلامی ایران» منصوب کرد. در ابتدا شورای رهبری سه نفره مرکب از علی مشکینی، موسوی اردبیلی و سیّد علی خامنه‌ای برای جانشینی سیّد روح الله خمینی پیشنهاد شد که نتوانست آرای کافی را بدست بیاورد. پس از آن سیّد علی خامنه‌ای و گلپایگانی به عنوان کاندید رهبری در مجلس خبرگان به اجماع گذاشته شدند که سیّد علی خامنه‌ای با بدست آوردن بیش از دو سوم آرا به عنوان رهبر جمهوری اسلامی برگزیده شد.در این جلسه هم چنین هاشمی رفسنجانی پیش از رای گیری سخنرانی کرد و به تمجید از سیّد علی خامنه‌ای پرداخت. سیّد علی خامنه‌ای، رهبر کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران، معتقد است: «اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است.»

 

انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸

چند روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ نامۀ «هاشمی رفسنجانی» به «سیّد علی خامنه‌ای» در اعتراض به اتهاماتی که محمود احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی علیه او مطرح کرده بود، خبرساز شد. وی در این نامه از سکوت رهبر و حمایت او از احمدی‌نژاد انتقاد کرده و نسبت به عواقب آن هشدار داده بود.

خامنه‌ای پس از این انتخابات که اعتراضات شدیدی را در پی داشت و معترضان، دولت را به تقلب گسترده در انتخابات متهم می‌کردند، همانند تمام انتخابات قبلی از دولت حمایت و ساعاتی پس از اعلام نتایج به رئیس جمهور منتخب مردم تبریک گفت. وی در انتخابات‌های گذشته نیز، فردای روز انتخابات پیام تبریکی برای رئیس جمهور ارسال کرده است.

وی در نماز جمعهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ که یک هفته بعد از انتخابات برگزار شد، نقطه عطفی در جریان حوادث پس از انتخابات شد. او در خطبه‌های پیش از نماز به صراحت اعلام کرد که از رئیس جمهور منتخب مردم حمایت می‌کند، تمام توانش را برای ممانعت از تغییر نتیجه اعلام شده انتخابات به کار خواهد گرفت، و هشدار داد که «اگر چند نخبۀ سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند و چه نخواهند مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج‌ومرج‌ها، آن‌هایند» ساعتی بعد سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای این سخنرانی را «چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب» توصیف کرد و اعتراضات فردای آن روز با کشته شدن چند تن از معترضین همراه شد.

 

سفر به قم در سال ۱۳۸۹

سیّد علی خامنه‌ای در ۲۷ مهر ۱۳۸۹ برای یک سفر ۹ روزه به شهر قم رفت. فقط یک روز قبل از سفر سیّد علی خامنه‌ای به قم، تدارکات گسترده‌ای در قم برای استقبال از او و مسائل امنیتی دیگر در نظر گرفته شد.

وی در روز نخست سفرش، در طی یک سخنرانی گفت تحریم‌های آمریکا و شورای امنیت اثر قابل توجهی بر زندگی مردم نخواهد داشت. او همچنین در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن گفت: «دشمنان قصد داشتند با فتنه‌انگیزی این حضور پرشور را تحت‌الشعاع قرار دهند اما موفق نشدند و فتنه پارسال کشور را در برابر میکروب‌های سیاسی واکسینه کرد.»

 

دیدگاه‌ها

اعتقاد به برتری عقیده و صلاحدید ولی فقیه بر نظر مردم

او عقیده دارد در نظام تحت ولایت ایشان ولی فقیه همان حاکم اسلامی است و حکومتش تا قیامت ادامه پیدا می‌کند:

«مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع‌الشرایط این است که دین حنیف اسلام که خاتم ادیان آسمانی و باقی تا روز قیامت است، دین حکومت است و دین اداره شئون جامعه، پس در این حکومت چاره‌ای جز این نیست که تمام طبقات جامعه یک ولی امر و حاکم شرع و رهبر داشته باشند تا امت اسلام را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ کند و با جلوگیری تعدی قوی بر ضعیف، عدالت را در سیاست جامعه برپا دارند و وسایل پیشرفت فرهنگی، سیاسی و شکوفایی اجتماعی را فراهم سازد و چه بسا این کارها با خواسته‌ها،‌ مطامع، منافع و آزادی بعضی اشخاص در تضاد باشد.»

 از نظر او این حکومت و حاکمیت نه‌تنها اختیاری نیست بلکه تحت عناوینی چون «مصلحت»، «حفاظت امت از دشمنان» و «اجرای حکم اسلام» گریز و چاره‌ای از آن نیست. او همچنین اعتقاد دارد دایره این حاکمیت می‌تواند تا آزادی شخصی افراد پیش رود.

ایشان همچنین از «واجب بودن» اقدام علیه خواسته و صلاحدید مردم، در شرایطی که آنرا مخالف با آنچه که ایشان «مصالح عمومی اسلام و مسلمین» می‌نامند به سخن می‌آورد و حتی بیان می‌دارد که این تشخیص مصالح بر دوش حاکم مسلمین یا همان «ولی فقیه» است: «همچنین بر حاکم مسلمین پس از عهده‌دار گردیدن وظیفه مهم رهبری واجب است که عنداللزوم دست به اقدامات مناسب بزند و باید خواسته و صلاحدید حاکم مسلمین در مواردی که به مصالح عامه اسلام و مسلمین مربوط می‌شود برخواسته و صلاحدید عامه مردم مقدم گردد.»

 موسیقی

او اگر چه موسیقی را در شرع اسلام حرام نمی‌داند ولی معتقد است ترویج و آموزش موسیقی غربی که غالباً هدف آن بیان اهداف سیاسی و ضد دینی در غالب این هنر فراگیر است با رسالت موسیقی به شدت در تضاد است. بنابراین آموزش و تمرین آن شکل موسیقی که غالبا باعث ایجاد مشکلات روانی و رفتار های غیر طبیعی می شود نیز هم نباید صورت گیرد.با این حال ایشان در دیدار با مداحان در سال ۱۳۸۷ خطاب به مداحان گفتند با موسیقی پاپ در صورتی که با شرع در تضاد نباشد مشکلی ندارند.

هوشنگ اسدی یکی از هم‌سلولی‌های آیت الله خامنه‌ای در زندان پهلوی می‌گوید:

«سیّد علی خامنه‌ای از همان ابتدا هم از موسیقی تنفر داشته است. هنگامی که اسدی در زندان آهنگی را از بنان، زمزمه می‌کرده است، آقای خامنه‌ای به وی پیشنهاد داده که به جای زمزمه آهنگ بنان به زمزمۀ دعا و مناجات بپردازد.

اتهامات

حمایت از گروه فشار

گروه فشار موسوم به لباس شخصی گروهی است که تحت نظارت علی خامنه‌ای در پیشبرد مقاصد سیاسی از راه هایی چون اعمال فشار از طریق برپایی گردهمایی های غیر قانونی، ضرب و شتم مخالفان و یا ترور شخصیتی مخالفان وارد عمل می شوند. اقدامات این گروه از این جهت قابل نسبت دادن به سیّد علی خامنه‌ای است که ایشان در مواجهه و برخورد با آن همواره سکوت کرده‌اند و یا به طور مستقیم و علنی این اقدامات را محکوم نکرده‌اند. ضمن اینکه شاخه‌ی علنی آن موسوم به «انصار حزب‌الله» به دستور علی خامنه‌ای تشکیل یافته است. اقدامات گروه فشار چندین بار بحث بر انگیز شده است که با دخالت علی خامنه‌ای مسکوت گذاشته شد، در زیر بصورت مورد به مورد عکس العمل مقام رهبری ایران در مقابل این اتفاق‌ها آورده شده است.

 

دو بار حمله به کوی دانشگاه

دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش به کوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. علی خامنه‌ای حاضر به برکناری سردار لطفیان و همچنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. در دومین حمله به کوی دانشگاه، متجاوزان با شعار حمایت از رهبر به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند. بررسی عامل اصلی حمله متجاوزین به دانشجویان کوی دانشگاه در مجلس مسکوت گذاشته شده است. مجلس هشتم از پاسخگویی به این مورد سرباز میزند و با وجود گذشت 18 ماه هیچ گزارشی به مردم داده نشده اشت. علی خامنه‌ای رهبر ایران، با وجود اینکه دستور به رسیدگی به وقایع کوی دانشگاه را داده بود، ولی به نظر می‌رسد به دستور ایشان ادامه بررسی و اعلام عمومی نتیجه آن مسکوت گذاشته شده است و اظهاراتی از ایشان مبنی به اعتراض به عدم رسیدگی و اعلام نتیجه رسیدگی در هیچ منبعی گزارش نشده است.

 

رور میکونوس

در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ دادگاهی در آلمان که به پروندۀ ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد در طی حکمی کمیته امور ویژه جمهوری اسلامی را که علی خامنه‌ای یکی از اعضای آن بود، به دادن دستور این ترور متهم کرد. مرتضی سرمدی معاون ارتباطات وزیر امور خارجه ایران در آن زمان اتهامات دستگاه قضائی آلمان را به شدت رد کرد و گفت: «ایران معتقد است مقامات قضایی آلمان و دستگاه قضایی این کشور تحت نفوذ صهیونیست‌ها به مبارزه سیاسی کثیفی علیه جمهوری اسلامی ایران دست یازیده اند.» پس از این حکم آلمان و ایران سفرای خود در دوکشور را فرا خواندند و آلمان چهار دیپلمات ایرانی را از این کشور اخراج کرد، تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز سفرای خود را از ایران فراخواندند. ایران نیز در پاسخ به این حرکت اتحادیه اروپا تمام سفيران خود را از كشورهاي عضو اين اتحاديه فرا خواند. و روابط دو طرف دچار بحران شد. که تا سه ماه بعد و پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ادامه داشت. این واقعه موجی از اعتراضات را در میان مردم ایران علیه آلمان برانگیخت. صدها تن از ایرانیان مخالف حکومت پس از اعلام حکم به شادمانی و رقص در خیابانهای آلمان پرداختند و آلمان به شهروندانش درمورد سفر به ایران هشدار داد.

 

آرژانتین

عبدالقاسم مصباحی یکی از افراد بلندپایه وزارت اطلاعات ایران که درسال ۱۹۹۶ به آلمان گریخت در مصاحبه‌ای با بازپرس دادگاه آمیا، که برای رسیدگی به پرونده بمب گذاری آمیا برگزار شده بود، خامنه‌ای را متهم کرد که عامل اصلی این ترور بوده و ۲۰۰ میلیون دلار ازحساب مشترک خود با احمد خمینی در بانک سوئیس را صرف این کار کرده‌ است. در نهایت دادگاه آرژانتین هیچ حکمی درباره خامنه‌ای صادر نکرد و نیز مقامات ایرانی مدعی هستند که تاکنون هیچ مدرکی علیه دخالت جمهوری اسلامی ایران در این خصوص ارائه نشده و سیستم قضایی آرژانتین را فاسد و موضوع را توطئه‌ای سیاسی تلقی می‌کنند.

(مأخذ: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

 

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: