کابالا چيست

کابالا چيست؟

کابالا یا کبالا یا قبالا (به عبری:  קַבָּלָה) به معنای «دریافت‌کردن» و به معنی واقعی کلمه «رسم رسیده» است. کابالا تفسیر رمزگونه‌ای از کتاب‌های مقدس عبری است. «کابالا» (Kabbalah) نامي است که بر تصوف يهودي اطلاق مي‌شود و تلفظ اروپايي «کبّاله» عبري است به معني «قديمي» و «کهن». اين واژه به شکل «قباله» براي ما آشناست. پيروان آئين کابالا، يا کاباليست‌ها، (Kabbalists) اين مکتب را «دانش سرّي و پنهان» خاخام‌هاي يهودي مي‌خوانند و براي آن پيشينه‌اي کهن قائل‌اند.

بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث می‌شود تا انسان بصورت روحانی به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، به قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده‌ است، پی‌می‌برد.

تاریخچه اصطلاح نام «کابالیسم» به درستی مشخص نیست و مورد اختلاف است. برخی «سلیمان ابن جبرئیل » (۱۰۵۸–۱۰۲۱ میلادی) و برخی کابالیست اسپانیولی قرن سیزدهم، «بهیا بن آشر» را اولین اشخاصی می‌دانند که آئین مخفی و سری عهد عتیق را «کابالا» نامیدند. با این وجود مدارک و منابع بسیار قدیمی که برخی از آنها به قرن دوم میلادی بازمی‌گردند، وجود دارند که حاکی از نام‌هایی بجز «کابالا» بر آئین فوق هستند. با این وجود هم‌کنون اصطلاح «کابالا» وصف کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است.

مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی «آئین کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری «بهیر» (کتاب روشنایی) و «هیچالوت» (کاخ‌ها) می‌شوند که به قرن اول میلادی بازمی‌گردند. نهایتاً در قرن سیزدهم میلادی کتاب «زُهَر» نوشته شد که تفکر و شکل کنونی «آئین کابالا» را تشکیل داد.

بنابر سنت و عقاید کابالیستی، دانش کابالیست‌ها به صورت شفاهی از سوی سه شه‌پدر یعنی (ابراهیم، پسرش اسحاق و نوه‌اش یعقوب) و نیز دیگر پیامبران قوم یهود (معروف به نوئیم (נביאים)) و حکیمان و ربای‌های ارشد یهود منتقل شد. (مأخذ: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

«مادام بلاواتسکي»، رهبر فرقۀ «تئوسوفي»، مدعي است که کابالا (قباله) در اصل کتابي است رمزگونه که از سوي خداوند به پيامبران، آدم و نوح و ابراهيم و موسي، نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بني‌اسرائيل بود. به ادعاي بلاواتسکي، نه تنها پيامبران بلکه تمامي شخصيت‌هاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ، چون افلاطون و ارسطو و اسکندر و غيره، دانش خود را از اين کتاب گرفته‌اند. مادام بلاواتسکي برخي از متفکرين غربي، چون اسپينوزا و بيکن و نيوتون، را از پيروان آئين کابالا مي‌داند.

 H. P. Blavatsky, The Theosophical Glossary, London: Theosophical Publishing Society, 1892. p. 168; Arthur Lillie, Madame Blavatsky and Her Theosophy, London: Swan Sonnenschein & Co., 1895, p. 194

درواقع براي تصوف يهودي، به عنوان يک مکتب مستقل فکري، پيشينۀ جدّي نمي‌توان يافت. مشارکت يهوديان در تفکرات دینی رازآميز و عرفاني به «فيلو اسکندراني» در اوايل سدۀ اول ميلادي مي‌رسد. ولي فيلو واضع مکتب جديد فکري نبود و کار او را بايد به ارائه انديشه‌هاي ديني يهود در قالب «فلسفۀ يوناني» و «فرهنگ هلني» محدود دانست. به عبارت ديگر، فيلو بيشتر يک متفکر هلني است تا يهودي. در دوران اسلامي نيز چنين است. جنبش‌هاي فکري گستردۀ عرفاني رازآميز که در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تأثير گذارد و برخي متفکرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند که مهم‌ترين آنان «ابويوسف يعقوب بن اسحاق القرقساني» (سدۀ چهارم هجري/ دهم ميلادي) است. قرقساني، ساکن بغداد، از متفکرين و نويسندگان برجستۀ قرائي است و به يهوديت تلمودي تعلق ندارد. دو کتاب اصلي او، کتاب الانوار و المراقب‌ و کتاب الرياض و الحدايق، نيز به زبان عربي است. (Judaica, 1971, vol. 10, p.1047)

جنبشي مذهبي و فرهنگي در دين يهود که در سدۀ (دوم هجري/ هشتم ميلادي) پديدار شد. رهبري اين جنبش با «عنان بن داوود» بود. عنان در حوالي سال‏هاي (135-159 قمری/ 754-775 میلادی)، مقارن با خلافت منصور عباسي، مي‌زيست و ساکن بغداد بود. پيروان او در آغاز به «عنانيه» شهرت داشتند و سپس «قرائيون» (Karaites) نام گرفتند. يهوديان به آنان «بني‌ مخرا» يا «بيله مخرا» (طايفۀ مخرا) مي‌گفتند. «مخرا» به معني «کتاب مقدس» است. علت آن است که ايشان تنها منبع شناخت و سلوک ديني را متون اصيل و اوليه ديني مي‌دانستند و منکر سنن شفاهي بودند که خاخامين يهودي در سده‌هاي اخير رواج داده بود. در سده‌هاي هفدهم و هيجدهم کانون اصلي قرائيون به کريمه و ليتواني انتقال يافت. در اواخر سده هيجدهم سرزمين‌هاي فوق به امپراتوري تزاري روسيه منضم شد. در زمان نيکلاي اول، رهبران قرائي به نزد مقامات تزاري رفتند و اعلام نمودند که آنان، برخلاف يهوديان خاخامي، مردمي صنعت‌گر و درستکار و از نظر سياسي اتباعي وفادارند. اين تمايز مورد توجه بيشتر دولتمردان روس قرار گرفت و در سال 1863 به قرائيون حقوق کامل شهروندي روسيه اعطا شد. در سال 1932 تعداد قرائيون روسيه ده هزار نفر گزارش شده که بطور عمده در کريمهمی‏زيستند. در اين زمان حدود دو هزار نفر قرائي نيز در خارج از روسيه بودند: لهستان، استانبول، فلسطين، قاهره و عراق. در سال 1970 تعداد قرائيون ساکن اسرائيل هفت هزار نفر گزارش شده که به‌طور عمده در رمله سکونت دارند.

اوج توليد فکري يهوديان در عرصۀ انديشۀ عرفاني در دوران پيش از کابالا، دو رسالۀ «سِفر يصيرا» (آفرينش‌نامه) یا (Sefer Yezirah) و «سِفر بهيرا‌» (روشنايي ‏نامه) یا (Sefer ha-Bahir) است. اين دو رساله را بايد تلاشي دانست براي ارائه عقايد ديني- سياسي يهود در قالب مفاهيم عرفاني رايج در دنياي اسلام. بدينسان، مفاهيمي چون «نور»، «سلوک»، «تجلي»، «جدايي»، «وصل» و غيره به يهوديت راه يافت؛ نخستين تجلي نور در کوه طور بر موسي (ع) است و سپس داوود، نماد نور الهي، به حامل آن در دنياي زميني و «شخينا» (Shekhinah)، تجلي روحاني داوود، به حامل آن در دنياي ماوراء زميني بدل مي‌شود. اين همان اسطورۀ سياسي «خاندان داوود» است که اينک جامه رازآميز پوشيده است. اين ميراث نه چندان غني، که «قباله» (کابالا) خوانده مي‌شد، در سدۀ سيزدهم ميلادي به پيدايش تصوف يهودي انجاميد. تا زمان فوق، کابالا واژه‌اي عام بود و مصداقي مشخص نداشت. نه کتابي به اين نام در کار بود نه مکتبي جدّي از عرفان يهودي. از زمان تدوين کتاب زُهَر، در اواخر سدۀ سيزدهم ميلادي، واژۀ کابالا به‌طور عمده به اين کتاب اطلاق شد و پيروان اين مکتب جديد «کاباليست» نام گرفتند.

کابالا، تصوف يهودي، نيز به شدت متأثر از فرهنگ اسلامي است و حتي بسياري از مفاهيم آن شکل عبري مفاهيم رايج در فلسفه و عرفان اسلامي است. درواقع، انديشه‌پردازان مکتب کابالا، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تأويل‌هاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند. اين کاري است که يهوديان در شاخه‌هاي متنوع علم و دانش انجام دادند. براي نمونه، بايد به مفاهيم «هوخمه» (Hokhmah) (حکمت)، «کدِش» (Kodesh) (قدس)، «نِفِش» (Nefesh) (نفس)، «نِفِش مدبرت» (Nefesh Medabberet) (نفس مدبره)، «نِفِش سيخلت»(Nefesh Sikhlit) (نفس عاقله)، «نِفِش حي» (Nefesh Hayyah) (نفس حيات‌بخش)، «روح» (Ru’ah) و غيره در کابالا اشاره کرد. مکتب کابالا نيز به دو بخش «حکمت نظري» (Kabbalah iyyunit) و «حکمت عملي» (Kabbalah ma’asit) تقسيم مي‌شود. در تصوف کابالا بحث‌هاي مفصلي دربارۀ خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامي است به ‏ويژه در تأکيد فراوان آن بر مفهوم «نور» و مراحل تجلي آن. آنچه از زاويۀ تحليل سياسي حائز اهميت است، «شيطان‌شناسي» (Demonology) و «پيام مسيحايي» (Messianism) اين مکتب است و دقيقاً اين مفاهيم است که کابالا را به عنوان يک ايدئولوژي سياسي معنادار مي‌کند.

نكتۀ قابل توجه در فرقۀ كابالا اینست كه برخلاف دین یهود كه هیچ گونه امكان ورود به آن وجود ندارد و كاملاً نژادی محسوب می‌شود، در آیین کابالا محدودیتی از بابت ورود وجود نداشته و از این‌رو رهبران این فرقه باجذب چهره‌های سرشناس هنری، ورزشی و سینمایی تلاش می‌كنند تا هر روز بر پیروان خود كه عموماً ازمیان قشر جوان هستند بیافزایند. درحال حاضر افرادی مثل «سناتور جان کری» (سناتور دمکرات امریکا)، «دیوید بکهام» (فوتبالیست) و همسرش «ویکتوریا ادامز» (خواننده و مدل)، «مدونا» (خواننده)، «بریتنی اسپیرز» (خواننده) و «دمی مور» (بازیگر) كه از چهره‌های معروف و پرطرفدار هستند عضو این فرقه شده‌اند و باتوجه به محبوبیتشان بخصوص دربین جوانان و نوجوانان به تبلیغ برای این فرقه می‌پردازند.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: