فراماسونری چیست

«فراماسونری» یا «فراموشخانه» جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژۀ فراماسونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده freestone mason در انگلیسی به معنی «بنّای آزاد» می‌دانند. کسی که عضو فراماسونری است «فراماسون» یا «ماسون» نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست «لژ» نامیده می‌شود.

 

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده است که مبتنی بر باز تولید اندیشه‌های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده است. فراماسون‌ها با شعار «برابری، مساوات و برادری» نقش بزرگی در انقلاب‌های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته است.

 

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه کاران، گروه‌های بنیادگرا، مذهبیون بنیادگرا و ملی‌گرایان شده است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. این گروه‌ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می کنند.

همچنین منشأ افسانه‌ای این جنبش (داستان معبد سلیمان) باعث نفرت گروه‌های ضد‌یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشأ بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.

 

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد. با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده‌اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت‌طلب و عامل انواع صدمات به جامعه می‌دانند.

تاریخچه

به‌نوشتۀ Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سرّی در قرن هفدهم میلادی بوده است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخۀ بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian) آلمان بوده است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه‌های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، اما فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه‌ای ماسنری بدین سبب ساخته شده است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.

 

به‌گفتۀ وبگاه فراماسونری: «منشأ و نحوۀ بوجود آمدن فراماسونری نامشخص است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد.» قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط به فراماسونری به سال ۱۳۹۰ میلادی برمی گردد. مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.

سازمان

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته است. قانون اساسی اندرسون (1723)، اساسنامۀ لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی‌ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده‌آل بر می‌شمارد. ماسون‌ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می بردند و این گروه همچنین سیاست حفط اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته‌اند. لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقۀ جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.

 

فعالیت‌ها

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، اما فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد. معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سرّی خارج شده ‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»

دو سمبل «پرگار» و «گونیا» همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیف‌های نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: «بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا». هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری «دگماتیک» نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.

آموزه‌های اخلاقی فراماسونری بصورت آئین‌های نمادین آموزش داده می‌شود. داوطلب در سیستم فراماسونری با گرفتن «مدرک‌هایی» پیشرفت می‌کند. این مدارک و پیشرفت با کسب دانش وخودشناسی و دانش و درک در مورد رابطه فرد با دیگران و همچنین با نیروی برتر (بسته به درک شخصی داوطب از نیروی برتر). در کنار این آموزه‌ها، آموزه‌های فلسفی از طریق تحقیق داوطلب و بحث با شیوه‌نامه‌های لژ فراهم می‌آید.

 

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر

با شعار «آزادی، برابری و برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در «انقلاب امریکا» در سال های (۱۷۷۵-۱۷۸۳) بر علیه استعمار انگلیس و در «انقلاب کبیر فرانسه» در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطۀ ایران در سالهای (۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹) بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند. آموزه‌های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری «سیمون بولیوار» داشت.

 

فعالیت‌های خیریه

این انجمن به‌طور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینۀ خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبیان بنیادگرا و ملی‌گرایان شده است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. همچنین منشأ افسانه‌ای این جنبش (داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضدیهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشأ بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه

 

مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌ است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌ است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.

 

فراماسونری و مسلمانان

بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دستۀ دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند. بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند. به عنوان نمونه، مادۀ ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می گیرد».

مخالفان سیاسی در ایران

کتاب‌ها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی‌گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده‌است. این دسته کتاب‌ها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئۀ جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رائین می‌افزایند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ‌گرا، مذهبی بنیادگرا و ملی‌گرایان لیبرال به عنوان مأمور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب قرار گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانۀ آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسون‌ها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتاب‌ها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسون‌ها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.

 

فراماسونری در آلمان نازی

آثار به جا مانده از ادارۀ امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است. مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضدیهودی، شامل کدهای ضدماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.

 

فراماسونری در ایران

فراماسونری در ایران در دوران «ناصرالدین شاه قاجار» تحت عنوان «فراموشخانه» تأسیس شد. «میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله»، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌ آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا. مرام این انجمن ریشه در آموخته‌های ملکم از آموزه‌های سیاسی-اجتماعی اروپای قرن نوزدهم خصوصاً انقلاب فرانسه داشت. آموزه‌هایی چون لیبرالیسم و اومانیسم. وانگهی هدف ملکم از تأسیس چنین سازمانی تربیت طبقه‌ای از روشنفکران برای خدمت اجتماعی بود، تا فرآیند نوسازی سیاسی را به یاری ایشان پیش ببرد. علی‌رغم تمهیدات ملکم در برنیانگیختن مخالفت صاحب‌نفوذان، از جمله برگزیدن شاه به ریاست افتخاری انجمن، موج مخالفت خیلی سریع برخاست. از جملهٔ مخالفان قشر سنتی و محافظه‌کار ملایان بود. گرچه تشکیلات و سازماندهی داخلی فراموشخانه برگرفته از آنِ لژهای فراماسونری در اروپا بود، فراموشخانهٔ ملکم هیچ ارتباطی با محافل فراماسونریِ اروپا نمی‌داشت.


در دورۀ محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تأسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ‌یک از افراد سرشناس خانوادۀ پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروه‌های چپ‌گرا، مذهبی بنیادگرا و ملی‌گرایان لیبرال به عنوان مأمور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.

 

منابع ایرانی

بیشتر منابع اولیه موجود در ایران عمدتا برمبنای اسناد ساواک در قبل از انقلاب و کمیته‌ها انقلاب اسلامی و سایر سازمان‌ها در بعد از انقلاب می باشد. از جمله این منابع به سه جلد کتاب اسماییل رائین می‌توان اشاره نمود که حاوی اطلاعات مفیدی در مورد فراماسونری در ایران است. همچتین کتاب شامل شماری از انتقادات و در مورد توطئه‌هایی است که نویسنده به فراماسونری نسبت می‌دهد. همچنین کتاب دارای تبلیغات خصمانه و شعارهای احساسی و اتهامات ریز و درشت علیه فراماسونری است.

منابع غیر ایرانی

شماری نوشتارها در نشریات ماسونیک امریکا در مورد فراماسونری در ایران (مانند کارهای Boettjer، Carr، Payne، Richards) وجود دارد.

 

منابع ضد فراماسونری

کتاب‌ها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی‌گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده است. این دسته کتاب‌ها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسمائیل رایین را دنبال می کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می افزایند.

پیش از مشروطه

 

میرزا ملکم‌خان

«میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله»، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا. حتی «سید صادق طباطبایی» از ملایان خوشفکر و پیشرو که بعدها پسرش، شیخ «سید محمد طباطبایی»، از رهبران مشروطه شد به این انجمن پیوست. گرچه تشکیلات و سازماندهی داخلی فراموشخانه مقتبس از آنِ لژهای فراماسونری در اروپا بود، فراموشخانهٔ ملکم هیچ ارتباطی با محافل فراماسونریِ اروپا نمی‌داشت.

مرام این انجمن ریشه در آموخته‌های ملکم از آموزه‌های سیاسی-اجتماعی اروپای قرن نوزدهم خصوصاً آنِ انقلاب فرانسه داشت: آموزه‌هایی چون «لیبرالیسم» و «اومانیسم». وانگهی هدف ملکم از تأسیس چنین سازمانی تربیت طبقه‌ای از روشنفکران برای خدمت اجتماعی بود، تا فرایند نوسازی سیاسی را به یاری ایشان پیش ببرد. علی‌رغم تمهیدات ملکم در برنیانگیختن مخالفت صاحب‌نفوذان، از جمله برگزیدن شاه به ریاست افتخاری انجمن، موج مخالفت خیلی سریع برخاست. از جملهٔ مخالفان قشر سنتی و محافظه‌کار ملایان بود.

این انجمن نخست با اجازۀ ناصرالدین شاه و به شرط اینکه مخالف مصلاح شاه و مملکت نباشد در دوران زمام‌داری میرزا آقاخان صداعظم که از مدافعان فراماسونری بود تأسیس شد و در این دوران رونق بسیار داشت ولی بعد از برکناری میرزا آقاخان ناصرالدین شاه بنابر گزارش‌هایی که از انجمن داشت ادامه فعالیت‌ها آن را به مطابق مصالح سلطنت ندانست و دستور تعطیلی آن را صادر کرد و میرزا ملکم خان نیز دستگیر و به عراق تبعید شد.

در آغاز؛ بسیاری از روشن‌فکران دورهٔ قاجار، سازمان فراماسونری را به عنوان یک سازمان نوگرا، انقلابی و آزادی‌خواه می‌شناختند که آرمانی جز مبارزه با استبداد و برپایی مردم‌سالاری و بیداری ملت‌ها ندارد. از جمله عوامل مهمی که موجب گرایش و جذب روشن‌فکران این دوره به سازمان‌های فراماسونری، به ویژه، لژ فرانسوی آن می‌شد، نقش مهم اعضای آن سازمان در انقلاب کبیر فرانسه بود؛ و از آنجا که انقلاب فرانسه سرمشقی ارزنده برای انقلابیون و روشنفکران ایران می‌بود، ایشان تشکیل فراموشخانه و پیوستن به سازمان‌های فراماسونی را وسیله‌ای برای ایجاد تحول، دگرگونی و انقلاب در ایران می‌پنداشتند.

از دیگر فراماسون‌های مشهور این دوران می‌توان به «سید جمال‌الدین اسدآبادی» اشاره کرد که با نام‌های مختلف در ۱۰ لژ فراماسونری در ایران، مصر و اروپا فعالیت داشته‌است.

دورهٔ محمدرضاشاه پهلوی

در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تأسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند.

از چهره‌های شاخص فراماسونری در این دوران می‌توان «ارنست پرون» را نام برد. پرون خدمتکاری بود که در «مدرسه له روزه» در زمان تحصیل محمدرضا شاه به کار مشغول شد وی که دارای معلومات بسیار بالایی در ادبیات و فلسفه بود به سرعت مورد توجه ولیعهد ایران قرار گرفت و با وی به ایران آمد. هرچند رضاشاه مخالف حضور وی در دربار ایران بود و وی را جاسوس می‌دانست ولی دوستی وی با ولیعهد او را به دربار ایران راه داد. وی از بنیانگذاران «لژ پهلوی» بود که به گفتۀ فردوست با اجازه محمدرضا پهلوی تأسیس شده بود. پرون در طول حضورش در ایران از فراماسون‌ها حمایت زیادی کرد.

از لژهای فراماسونری ایران در دوران محمدرضا پهلوی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • لژ روشنایی در شیراز
  • لژ بیداری ایرانیان
  • لژ همایون
  • لژ مولوی
  • لژ تهران
  • لژ خیام
  • لژ کوروش
  • لژ مهر
  • لژ ستاره سحر

 

پس از انقلاب

در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ‌گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی‌گرایان لیبرال به عنوان مأمور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پردۀ فراماسون‌ها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتاب‌ها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسون‌ها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.

مأخذ: (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: