تاریخچۀ ایلومیناتی

در قرون پانزده و شانزده، گروهی در رم شروع به جنگ با کلیسا کردند. بعضی از روشن‌فکرترین افراد ایتالیا، فیزیکدان، ریاضیدان و منجمین، پنهانی ملاقات‌هایی را ترتیب می‌دادند تا افکار خود را دربارۀ آموزه‌های غلط کلیسا با‌هم درمیان بگذارند. آنها نگران این بودند که سلطۀ بلامنازع کلیسا بر حقیقت، روشنگری علم را در جهان از بین ببرد. آنها اولین گروه اندیشمندان دنیا را تشکیل دادند و اسم گروهشان را «Illuminati» (روشن ضمیران) نهادند.

کلیسای کاتولیک بی‌رحمانه، «ایلومیناتوس‌ها» را قلع و قمع کرد و ایلومیناتوس‌ها درصدد بودند تا با اعمال خشونت با ظلم کلیسا بجنگند. اما عضو ارجمند و بزرگ این گروه، «گالیله» (منجم بدطالعی که کلیسا دستگیرش کرد و به دلیل آن که گفته بود خورشید و نه زمین، مرکز منظومه شمسی است شکنجه‌اش کرده بود) آرامش طلب بوده و مانع از این کار می‌شد. اگر چه اطلاعات او بی‌نقص بود اما معنای ادعایش این بود که خداوند انسان را جایی غیر از مرکز جهانش قرار داده است. بعد از دستگیری و شکنجه بعضی از اعضاء این گروه، ایلومیناتوس‌ها مخفی و با گروه‌های فراری دیگر که از آزار کلیسای کاتولیک فراری بودند آمیخته شدند.

 

سپس آنها جذب، انجمنی ثروتمند از استادان سنگ‌تراش باواریایی، به نام فراماسون‌ها شدند. بعد از آن که، ماسون‌ها، در قرون هفده و هجده به دانشمندان فراری، پناه دادند، ناخواسته در خط مقدم جبهۀ ایلومیناتی قرار گرفتند. ایلومیناتوس‌ها در سلسله مراتب ماسونۀها ارتقاء پیدا کردند و انجمن علمی خود را در دل ماسون‌ها از نو برپا کردند.

 

«آدام وایسهائوپت» (متولد: ۶ فوریه ۱۷۴۸ میلادی در «اینگولشتات» – وفات ۱۸ نوامبر ۱۸۳۰ میلادی در «گوتا»، هردو در آلمان)، پروفسور آلمانی رشتۀ «قوانین مذهبی» و «فلسفۀ کاربردی» در دانشگاه اینگولشتات (خاستگاه دانشگاه امروزی مونیخ) در تاریخ (یکم ماه می ۱۷۷۶) با دستیاری دو دانشجو، گروه «پرفکتیبیلیتس‌ها» (Perfektibilist) را بنیان نهاد. (یعنی کسانیکه قابلیت تکمیل کردن را دارند) دلیل آغاز این فعالیت (وایسهائوپت)، که در آن زمان ۲۸ سال بیش سن نداشت، فضای عقلانی حکم‌فرما بر دانشگاه بود. در آن زمان اکثریت مطلق کرسی‌های تدریس دانشگاه را برادران روحانی برکنار شده از «فرقۀ یسیوعیون» يا «انجمن عیسی» در دست داشتند. فرقۀ یسوعیون در سال ۱۷۷۳ منحل و ممنوع اعلام شد و فعالیت ایشان بصورت زیرزمینی و مخفی درآمد. آدام وایسهائوپت تنها استاد دانشگاه بود که از این فرقه نبود و دوران سختی را در کنار برخی دانشجویان در جمع یسیوعیون می‌گذراند. اینچنین بود که تصمیم گرفت گروهی را بوجود بیاورد تا دانشجویان زیر فشار را، که از موزی‌گری‌ها و دسیسه‌های یسیوعیون رنج می‌بردند تحت حمایت درآورد. از این‌رو و بخاطر اینکه دانشجویان بتوانند به کتب انتقادی مذهبی دست یابند، او گروه مخفی «وایسهائوپت» را تشکیل داد. در ضمن وایسهائوپت می‌خواست قطبی علیه فرقۀ «صلیبیون گل رز و طلا» بوجود بیاورد که شاخه‌ایست مخفی از فراماسون‌ها که در آن زمان روز بروز قوی‌تر و در عین حال مخرب‌تر می‌شد. (منبع: بخش آلمانی و انگلیسی همین مقاله‌ از ویکی‌پدیا)

 

اولین دوران شکوفایی این فرقه زمانی بود که «فرانتس اکساور فون تسوک» شاگرد وایسهائوپت تغییراتی در سازمان بوجود آورد. در ابتدا وایسهائوپت نام فرقه را «زنبور عسل» راپیشنهاد کرد زیرا بر این باور بود که اعضای فرقه می‌بایستی چون زنبور عسل تحت فرمان ملکه، عسل، دانایی و حکمت را دریابند (جمع آوری کنند)، ولی عاقبت تصمیم گرفته شد که نام فرقه «ایلومیناتور‌ها» (نورانیان، منوران یا روشن ضمیران) را انتخاب کنند. عاقبت سازمانی مخفی با شباهت بسیار با فرقۀ یسیوعیون تشکیل یافت.

این فرقه بین سالهای ۱۷۸۴ و ۱۷۸۵ ممنوع اعلام شده و رسماً تعطیل شد ولی شایعات در مورد آن هرگز قطع نشد. در این رابطه میتوان به این موارد اشاره کرد: «اغلب مبارزات علیه کلیسای کاتولیک»، «انقلاب فرانسه» و یا «تئوری تسلط بر جهان» (domination) که اروپایی‌ها و بخصوص رومیان در ابتدا با در نظر گرفتن الگویی علیه سیستم‌های جهانگیری ایرانیان باستان طرح کردند. (منبع: بخش آلمانی و انگلیسی همین مقاله‌ از ویکی‌پدیا)

 

ایلومیناتی در اروپا قدرتمندتر شد و توجه خود را به آمریکا (دولتی نوپا که خیلی از رهبرانش ماسون بودند) متمرکز کرد. «جرج واشینگتن» و «بنیامین فرانکلین» آدم‌هایی صادق و متّقی که از جای‌پای استوار ایلومیناتی در انجمن‌های ماسونی بی‌خبر بودند. ایلومیناتی از این نفوذ سود برد و با تأسیس بانک و دانشگاه و سرمایه‌گذاری در صنعت، خود را برای هدف‌نهایی خویش مهیا کرد؛ «نظم نو جهانی جدا از مذهب» که به آن آموزۀ «لوسیفری» می‌گفتند. لوسیفر (Lucifer) یا اِئوسفوروس (Eosphoros) به معنای (آورندۀ روشنایی یا پگاه) است و در دو معنا به کار می‌رود. معنای اول و قدیمی آن در اسطوره شناسی، ستارۀ صبح است و تجسم مردی است که مشعل در دست دارد. معنای دوم آن در مسیحیت است و به شیطان پیش از هبوطش از نزد پروردگار گفته می‌شود. امحای کاتولیگ‌گری عهد و پیمان نهایی ایلومیناتی بود. ایلومیناتوس‌ها معتقد بودند که اگر کلیسا همچنان افسانه‌های خرافی‌اش را به جای حقیقت اشاعه دهد، پیشرفت علم متوقف و انسان محکوم به آینده‌ای نامعلوم و پر از جنگ‌های مذهبی شود.

 

با این توصیف، گروهی از «بزرگان» جهان که خود را گلچین شدگانی از میان نخبگان و برگزیدگان می‌دانستند، بر آن شدند که قدیمی‌ترین، مرموزترین و محرمانه‌ترین سازمان های مخفی «اربابان جهان» را بدین نام بخوانند. غالب این سازمان‌ها در جامعه پایگاه و اعضایی دارند و هویت آنها بر مردم معلوم است، اما اعضای «ایلومیناتی» به وضوح شناخته شده نیستند. اگرچه برخی نام‌ها مصرانه بر زبان‌ها جاری است. قدر مسلم آن که، این سازمان از خاندان بزرگ سرمایه‌داران یا اشراف، مانند «راتشیلد»ها، «هریمن»ها، «راسل»ها، «دوپون»ها، «ویندسور»ها و یا «راکفلر»ها از جمله، «دیوید راکفلر» اجتناب ناپذیر، از بنیانگذاران گروه «بیلدربرگ» و «شورای سیاست خارجی» تشکیل شده است.


Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: