ایلومیناتی

 

 ایلومیناتی چیست

«روشن‌ضمیر» یا « ایلومیناتی» (لاتین: Illuminati، جمع کلمۀ لاتین: Illuminatus) به معنی روشن‌ضمیر است و در اصطلاح به گروه‌هایی تاریخی و امروزی و همچنین واقعی و خیالی گفته می‌شود. از بعد تاریخی، به ایلومیناتی‌های «باواریا» گفته می‌شد؛ گروه سرّی روشن‌ضمیرانی که در ۱۷۷۶ تأسیس شد. در ایام کنونی به سازمان‌های توطئه‌گر مخفی گفته می‌شود که در حکم دولت در سایه عمل می‌کنند، که به‌نظر می‌رسد رخدادهای دنیا را از طریق دولت‌ها و شرکتهای بزرگ امروزی و معمولاً به عنوان نسل نوین و تداوم ایلومیناتی‌های باواریا کنترل می‌کنند. در این ادبیات ایلومیناتی معمولاً در ارتباط با «نظم نوین جهانی» به کار می‌رود. معتقدین نظریۀ توطئه، معتقدند ایلومیناتی، هزاردستان‌هایی در پس وقایع هستند که جهان را به سمت نظم نوین جهانی مورد نظر خود راهبری می‌کنند.

در بسیاری از رمانهای امروزی مانند «فرشتگان و شیاطین» از این گروه نام آورده شده است.

گفته می‌شود که تصویر چشم، در بالای آنچه که علامت روشن‌ضمیران شناخته شده، نشانه‌ای از «چشم ابلیس» است.

آنچه که علامت روشن‌ضمیران می‌نامند در پشت «دلار آمریکا»

 

تاریخچۀ ایلومیناتی

در قرون پانزده و شانزده، گروهی در رم شروع به جنگ با کلیسا کردند. بعضی از روشن‌فکرترین افراد ایتالیا، فیزیکدان، ریاضیدان و منجمین، پنهانی ملاقات‌هایی را ترتیب می‌دادند تا افکار خود را دربارۀ آموزه‌های غلط کلیسا با‌هم درمیان بگذارند. آنها نگران این بودند که سلطۀ بلامنازع کلیسا بر حقیقت، روشنگری علم را در جهان از بین ببرد. آنها اولین گروه اندیشمندان دنیا را تشکیل دادند و اسم گروهشان را «Illuminati» (روشن ضمیران) نهادند.

کلیسای کاتولیک بی‌رحمانه، «ایلومیناتوس‌ها» را قلع و قمع کرد و ایلومیناتوس‌ها درصدد بودند تا با اعمال خشونت با ظلم کلیسا بجنگند. اما عضو ارجمند و بزرگ این گروه، «گالیله» (منجم بدطالعی که کلیسا دستگیرش کرد و به دلیل آن که گفته بود خورشید و نه زمین، مرکز منظومه شمسی است شکنجه‌اش کرده بود) آرامش طلب بوده و مانع از این کار می‌شد. اگر چه اطلاعات او بی‌نقص بود اما معنای ادعایش این بود که خداوند انسان را جایی غیر از مرکز جهانش قرار داده است. بعد از دستگیری و شکنجه بعضی از اعضاء این گروه، ایلومیناتوس‌ها مخفی و با گروه‌های فراری دیگر که از آزار کلیسای کاتولیک فراری بودند آمیخته شدند.

سپس آنها جذب، انجمنی ثروتمند از استادان سنگ‌تراش باواریایی، به نام فراماسون‌ها شدند. بعد از آن که، ماسون‌ها، در قرون هفده و هجده به دانشمندان فراری، پناه دادند، ناخواسته در خط مقدم جبهۀ ایلومیناتی قرار گرفتند. ایلومیناتوس‌ها در سلسله مراتب ماسونۀها ارتقاء پیدا کردند و انجمن علمی خود را در دل ماسون‌ها از نو برپا کردند.

«آدام وایسهائوپت» (متولد: ۶ فوریه ۱۷۴۸ میلادی در «اینگولشتات» – وفات ۱۸ نوامبر ۱۸۳۰ میلادی در «گوتا»، هردو در آلمان)، پروفسور آلمانی رشتۀ «قوانین مذهبی» و «فلسفۀ کاربردی» در دانشگاه اینگولشتات (خاستگاه دانشگاه امروزی مونیخ) در تاریخ (یکم ماه می ۱۷۷۶) با دستیاری دو دانشجو، گروه «پرفکتیبیلیتس‌ها» (Perfektibilist) را بنیان نهاد. (یعنی کسانیکه قابلیت تکمیل کردن را دارند) دلیل آغاز این فعالیت (وایسهائوپت)، که در آن زمان ۲۸ سال بیش سن نداشت، فضای عقلانی حکم‌فرما بر دانشگاه بود. در آن زمان اکثریت مطلق کرسی‌های تدریس دانشگاه را برادران روحانی برکنار شده از «فرقۀ یسیوعیون» يا «انجمن عیسی» در دست داشتند. فرقۀ یسوعیون در سال ۱۷۷۳ منحل و ممنوع اعلام شد و فعالیت ایشان بصورت زیرزمینی و مخفی درآمد. آدام وایسهائوپت تنها استاد دانشگاه بود که از این فرقه نبود و دوران سختی را در کنار برخی دانشجویان در جمع یسیوعیون می‌گذراند. اینچنین بود که تصمیم گرفت گروهی را بوجود بیاورد تا دانشجویان زیر فشار را، که از موزی‌گری‌ها و دسیسه‌های یسیوعیون رنج می‌بردند تحت حمایت درآورد. از این‌رو و بخاطر اینکه دانشجویان بتوانند به کتب انتقادی مذهبی دست یابند، او گروه مخفی «وایسهائوپت» را تشکیل داد. در ضمن وایسهائوپت می‌خواست قطبی علیه فرقۀ «صلیبیون گل رز و طلا» بوجود بیاورد که شاخه‌ایست مخفی از فراماسون‌ها که در آن زمان روز بروز قوی‌تر و در عین حال مخرب‌تر می‌شد. (منبع: بخش آلمانی و انگلیسی همین مقاله‌ از ویکی‌پدیا)

اولین دوران شکوفایی این فرقه زمانی بود که «فرانتس اکساور فون تسوک» شاگرد وایسهائوپت تغییراتی در سازمان بوجود آورد. در ابتدا وایسهائوپت نام فرقه را «زنبور عسل» راپیشنهاد کرد زیرا بر این باور بود که اعضای فرقه می‌بایستی چون زنبور عسل تحت فرمان ملکه، عسل، دانایی و حکمت را دریابند (جمع آوری کنند)، ولی عاقبت تصمیم گرفته شد که نام فرقه «ایلومیناتور‌ها» (نورانیان، منوران یا روشن ضمیران) را انتخاب کنند. عاقبت سازمانی مخفی با شباهت بسیار با فرقۀ یسیوعیون تشکیل یافت.

این فرقه بین سالهای ۱۷۸۴ و ۱۷۸۵ ممنوع اعلام شده و رسماً تعطیل شد ولی شایعات در مورد آن هرگز قطع نشد. در این رابطه میتوان به این موارد اشاره کرد: «اغلب مبارزات علیه کلیسای کاتولیک»، «انقلاب فرانسه» و یا «تئوری تسلط بر جهان» (domination) که اروپایی‌ها و بخصوص رومیان در ابتدا با در نظر گرفتن الگویی علیه سیستم‌های جهانگیری ایرانیان باستان طرح کردند. (منبع: بخش آلمانی و انگلیسی همین مقاله‌ از ویکی‌پدیا)

ایلومیناتی در اروپا قدرتمندتر شد و توجه خود را به آمریکا (دولتی نوپا که خیلی از رهبرانش ماسون بودند) متمرکز کرد. «جرج واشینگتن» و «بنیامین فرانکلین» آدم‌هایی صادق و متّقی که از جای‌پای استوار ایلومیناتی در انجمن‌های ماسونی بی‌خبر بودند. ایلومیناتی از این نفوذ سود برد و با تأسیس بانک و دانشگاه و سرمایه‌گذاری در صنعت، خود را برای هدف‌نهایی خویش مهیا کرد؛ «نظم نو جهانی جدا از مذهب» که به آن آموزۀ «لوسیفری» می‌گفتند. لوسیفر (Lucifer) یا اِئوسفوروس (Eosphoros) به معنای (آورندۀ روشنایی یا پگاه) است و در دو معنا به کار می‌رود. معنای اول و قدیمی آن در اسطوره شناسی، ستارۀ صبح است و تجسم مردی است که مشعل در دست دارد. معنای دوم آن در مسیحیت است و به شیطان پیش از هبوطش از نزد پروردگار گفته می‌شود. امحای کاتولیگ‌گری عهد و پیمان نهایی ایلومیناتی بود. ایلومیناتوس‌ها معتقد بودند که اگر کلیسا همچنان افسانه‌های خرافی‌اش را به جای حقیقت اشاعه دهد، پیشرفت علم متوقف و انسان محکوم به آینده‌ای نامعلوم و پر از جنگ‌های مذهبی شود.

با این توصیف، گروهی از «بزرگان» جهان که خود را گلچین شدگانی از میان نخبگان و برگزیدگان می‌دانستند، بر آن شدند که قدیمی‌ترین، مرموزترین و محرمانه‌ترین سازمان های مخفی «اربابان جهان» را بدین نام بخوانند. غالب این سازمان‌ها در جامعه پایگاه و اعضایی دارند و هویت آنها بر مردم معلوم است، اما اعضای «ایلومیناتی» به وضوح شناخته شده نیستند. اگرچه برخی نام‌ها مصرانه بر زبان‌ها جاری است. قدر مسلم آن که، این سازمان از خاندان بزرگ سرمایه‌داران یا اشراف، مانند «راتشیلد»ها، «هریمن»ها، «راسل»ها، «دوپون»ها، «ویندسور»ها و یا «راکفلر»ها از جمله، «دیوید راکفلر» اجتناب ناپذیر، از بنیانگذاران گروه «بیلدربرگ» و «شورای سیاست خارجی» تشکیل شده است.

 

اندیشه‌های ایلومیناتی‌ها

«ایلومیناتی»ها خواستار تغییر کامل و بنیادین جهان از طریق نابودی قدرت نظام‌های سلطنتی بودند که در آن زمان مانعی بر سر راه پیشرفت جامعه و اندیشه‌ها به شمار می‌آمدند. گفته می‌شود که انقلاب کبیر فرانسه و بنیانگذاری ایالات‌متحده نیز حاصل استراتژی آنان بوده است. از دیدگاه «ایلومیناتی»ها، دموکراسی سیاسی «وسیله»ای بیش نیست و به هیچ‌وجه نمی‌تواند یک «هدف» انگاشته شود. از نظر آنها، جماعت مردم به‌طور طبیعی جاهل و احمق و بالقوه تندخو و زودخشم است، و بنابراین جهان صرفاً باید از سوی نخبگانی آگاه و روشن بین هدایت گردد. بدینسان، اعضای این گروه به مرور زمان از «توطئه‌گرانی خرابکار» به «سلطه‌گرانی بیرحم» تبدیل گردیده‌اند که هدف اصلی و اساسی‌شان حفظ قدرت و استیلای خود بر مردم است.

تأسیس گروه «ایلومیناتی» سرآغاز اجرای طرحی بود که باید طی قرون متمادی و از طریق کنترل نظام مالی نوظهور انجام می‌پذیرفت تا استیلای کامل بر جهان حاصل گردد، و به همین منظور نیز طراحی شده بود. اجرای این طرح سپس در بطن این «برگزیدگان موروثی» از میان نخبگان و روشنفکران، همانند مشعلی پایدار، نسل به نسل دست به دست گردیده، با تحولات تکنولوژیک، اجتماعی و اقتصادی مطابقت یافت.

برخلاف دیگر سازمان‌ها (اربابان جهان)، ایلومیناتی‌ها صرفاً یک باشگاه تعمق ساده و یا یک شبکۀ نفوذی نیستند، بلکه سازمانی را تشکیل می‌دهند که ماهیت واقعی آن کاملاً مبهم، مشکوک، محرمانه و اسرارآمیز است.

رهبران سیاسی و اقتصادی خود را نزد مردم اشخاصی بسیار منطقی و مادی‌گرا جلوه می‌دهند. اما، اگر مردم می‌دانستند که برخی از این اشخاص در جوامعی پنهان و زیرزمینی که در آنها کیش خدایان مصر و بابل مانند، «ایزیس»، «اوزیریس»، «بعل»، و یا «سمیرامیس»، را به جای می‌آورند، در مراسمی عجیب و غریب شرکت می‌جویند، کاملاً شگفت‌زده و متعجب می‌گردیدند.

واژۀ «ایلومیناتی» از کلمه لاتین «ایلومیناره» سرچشمه می‌گیرد که خود به معنای «روشن کردن»، «دانستن» و «شناختن» است. پس، «ایلومیناتی» معنای «آگاهان»، «روشنفکران» و یا «روشن بینان» را دارد. و در واقع نیز، ایلومیناتی‌ها خود را صاحب شناخت، کرامت و خردی برتر می‌دانند که از زمان‌های بسیار دور به ارث برده‌اند و بر این پندارند که این خود به آنها مشروعیتی برای فرمانروایی بر بشریت می‌بخشد. ایلومیناتیها شکل مدرن یک جامعۀ مخفی و سرّی بسیار قدیمی به نام «اخوت مار» را تشکیل می‌دهند، که ریشه و اصل آن به ریشه‌های تمدن غرب، در بیش از 5000 سال پیش، یعنی تمدن‌های سومر و بابل بازمی‌گردد.

تمدنی که امروز بر جهان حاکم است، در واقع ادامۀ تمدن «سومر»ی است که هرآنچه را که خصوصیت تمدن غربی را تشکیل می‌دهد، مانند دولت، پول، تجارت، مالیات، برده‌داری، ارتش‌های سازماندهی شده و یک توسعه‌طلبی و جهان‌گشایی گسترده بر پایۀ جنگ‌هایی مداوم و به‌خدمت‌گیری دیگر اقوام و ملل، اختراع کرده است. تمدن «سومر» همچنین نخستین تمدنی بود که به محیط زیست خود آسیب فراوانی وارد آورد. تمدن‌های سومری و بابلی با بهره‌برداری بیش از حد از زمین‌های کشاورزی پس از اختراع «آبیاری» زمین‌ها و دشت‌های سرسبز را به بیابانی که امروز «عراق» نام دارد، مبدل ساختند.

از دوران تمدن‌های سومر و بابل به این سو، «اخوت مار» با گرفتن اشکال و اسامی متعدد و گوناگون و اجرای نفوذ خود بر مذاهب و قدرت‌های سیاسی متوالی همچنان تداوم یافت، و آن نیز در تسلسلی که بسیاری از آنان از جمله «مکاتب حکمت» مصری و یونانی، کلیسای مسیحی «رم» (که در راستای ریشه‌دواندن در اروپا همانند «وسیلۀ نقلیه‌ای» از سوی «اخوت مار») مورد استفاده قرار گرفت. «مروونژین»ها (نخستین سلسلۀ سلاطین فرانسه که از اواخر قرن پنجم میلادی تا اواسط قرن هشتم بر این کشور فرمانروایی داشتند)، «تامپلیه»ها یا «معبدیون» و شاخه‌های متعدد و فراوان آنها مانند «فراماسون»ها، «رزکروا»، «پریوره دو سیون»، فرقۀ نظامی و بیمارستانی «سن ژان بیت‌المقدس»، «مسلک مالت» و … و بالاخره، «ایلومیناتی» و سازمان‌های وابسته را دربر می‌گرفت.

 نماد «ایلومیناتی»ها بر اسکناس‌های یک دلاری آمریکا کاملاً مشهود است و هرمی است که قلّۀ (برگزیدگان و نخبگان) آن توسط «چشمی آگاه و روشن بین» نورانی گردیده و بر «پایه کور» هرم، که از آجرهایی مشابه (مردم) ساخته شده است، تسلط دارد.

 دو اشاره و تذکر مشهود بر روی اسکناس‌ها نیز بسیار پرمعنا هستند. «نووس اردو سکلوروم» (NOVUS ORDO SECLORUM)  معنای «نظم نوین برای قرن‌ها» را دارد. یا به عبارت دیگر، «نظم نوین جهانی» است. و «آنوئیت سوپتیس» (ANNUIT COEPTIS)، «طرح ما با موفقیت روبرو خواهد شد» معنا می‌دهد. طرحی که امروز با تحقق نهایی خود چندان فاصله‌ای ندارد.

 

ساختار جامعۀ ایلومیناتی

«هرم ایلومیناتی» و «دولت جهانی ایلومیناتی» سازمانی شیطانی است که در صدر خود خانوادۀ «راتشیلد» (Rothschild) را دارد، و در بطن آن نیز فراماسون‌ها، کمونیست‌ها و اعضای دیگر انجمن‌ها و مؤسسات را می‌یابیم.

این سازمان بسیار گسترده بوده و در آن به امور سیاسی و مالی و طرح استقرار دولتی جهانی و متحد پرداخته می‌شود. سازمان «ایلومیناتی» آنچه را در توان و قدرت خود دارد به منظور تأسیس این دولت جهانی به کار می‌بندد، هر چند قرار باشد برای تحقق این هدف، جنگ جهانی سومی نیز به راه افتد. ترکیب این هرم جهنمی نیز به شکل ذیل است:

چشمی که همه چیز را می‌بیند، و این چشم، چشم شیطان است. روحی رهنما و هدایت‌گر، نهاد رهبری داخلی آرتی  (RT)خانوادۀ «راتشیلد» است. به عبارت دیگر ، محکمه و دادگاه «راتشیلد». «ایلو میناتی»ها این خاندان را تجسم خدایان می‌دانند و کلام آنها حکم قانون را دارد.

شورای 13 نفره: شورای بزرگ «راهبان» است، 13 راهب بزرگ که رهبانیت و آیین خصوصی «راتشیلد» را تشکیل می‌دهند.

شورای 33 نفره: بالاترین ردۀ فراماسون‌های جهان سیاست، اقتصاد و کلیسا را شامل می‌شود. این افراد برگزیدگان و نخبگان «کمیته 300 نفره» به حساب می‌آیند.

کمیتۀ 300 نفره: این کمیته در سال 1729 و به منظور پرداختن به امور بانکی و تجاری بین‌المللی و حمایت از قاچاق تریاک، از سوی «کمپانی تجاری هند شرقی انگلیس» یا «BEIMC» (British East India Merchant Company) تأسیس گردیده است. ریاست کمیتۀ 300 نفره را خاندان سلطنتی انگلیس برعهده دارد. این «کمیته» نمایندۀ کل نظام بانکی جهان و نیز مهمترین در میان نمایندگان کشورهای غربی است. کلیۀ بانک‌ها از طریق خانوادۀ «راتشیلد» با کمیتۀ 300 نفره ارتباط می‌یابند. برخی اسامی شناخته‌شده‌تر این کمیته عبارتند از: «جرج بوش»، «لرد چمبرلن»، «خانوادۀ فوربس»، «فردریک نهم» (پادشاه دانمارک)، «جرج لوید»، «سر ادوارد هیگ»، «سر داگلاس هریمن»، «هنری کیسینجر»، «فرانسوا میتران»، «اولاف پالمه»، «پرنسس بئاتریکس»، «پرنس رنیه موناکو»، «ملکه الیزابت دوم»، «ملکه جولیانا»، «دیوید راکفلر»، «بارون راتشیلد»، «کاردینال تیسن بورنمیسزا»، «بارون هانس هاینریش واندربیلت»، «خانوادۀ فون فینک»، «بارون اگوست فون‌ها بزبورگ» و… 

دولت جهانی به‌جای قدرت‌های رو به زوال (دولت‌ها، کشورها، ملت‌ها)، قدرت جدیدی روی کار آورده است که جهانی و کلی و از کنترل دموکراسی بدور و محفوظ است. بدین‌سان، شهروندان کماکان به انتخاب نهاده‌ای ملی می‌پردازند، در‌حالی که قدرت واقعی به مراکز جدید انتقال یافته است. به عبارت دیگر، کرۀ زمین امروز از سوی صورتی نجومی متشکل از سازمان‌هایی با نقش‌های اجرایی و یا سیاسی اداره می‌شود. سازمان‌های اجرایی خود به سه طیف قدرت تقسیم می‌گردند:

  • طیف قدرت اقتصادی و مالی 
  • طیف قدرت نظامی و پلیس
  • طیف قدرت علمی 

قدرت سیاسی این نظام توسط طبقه و ردۀ چهارمی از سازمان‌ها به اجرا درمی‌آید، که عبارتند از: «کلوپ‌های تعمق»، «شبکه‌های نفوذی»، و یا «همایش‌های لیدرهای جهانی» (Global Leaders) مانند: «گروه بیلدربرگ» و یا «مجمع اقتصادی جهانی داووس».

تمامی این سازمان‌ها از نزدیک با یکدیگر مرتبط بوده و مکمل همدیگرند و هیچ رقابتی میان آنها برپا نیست. آنها در واقع مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهند که انسجام آن به واسطه تعلق همزمان برخی شخصیت‌های عضو به سازمان‌های متعدد، تأمین می‌گردد. این اشخاص کلیدی را می‌توان «اربابان جهان» تلقی کرد. برخی از آنان، مانند: «جرج بوش» (پدر) و یا «هنری کیسینجر» در شمار لیدرهای سیاسی سطح بالا قرار دارند. اما، غالب آنها برای مردم عادی ناشناخته باقی مانده‌اند.

نظام این سازمان با نبوغ بسیاری طراحی شده است. بدین‌گونه که، بسیاری از این سازمان‌ها، که ساختاری شبکه‌ای دارند، مأموریت و تکلیفی واحد را دنبال می‌کنند، و مراکز و نیز «چرخه‌های فرماندهی» آنها در راستای تأمین امنیت بیشتر و ثبات مجموعه، دو یا سه برابر گردیده‌اند. بدین شکل، در صورت بی‌فایده و بی اثرشدن یکی از سازمان‌ها و یا رابط‌ها، کنترل کل زیر تهدید قرار نمی‌گیرد. دقیقاً همانند اینترنت، که نظامی است بدون مرکزیت واحد و در آن جریانات اطلاعاتی می‌توانند یک مرکز محلی از کارافتاده را براحتی دور بزنند.

 

نهادهای اجرایی ایلومیناتی

نهادهای اجرایی «ایلومیناتی»ها عبارتند از:

  • سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی اروپا (OCDE)
  • سازمان هدایت کننده «بازار نوین فرا آتلانتیک» (AIMS): که قوانین و مقررات تجارت جهانی را مشخص ساخته، از نزدیک بر سیاست اقتصادی کشورهای غربی تأثیرگذار است. این سازمان 30 کشور توسعه یافته را که «از اصول اقتصاد بازار پیروی می‌کنند،» گردهم می‌آورد.
  • صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی: این دو نهاد مالی اقتصاد و محیط زیست کرۀ زمین را از طریق وام‌هایی که به شرط اجرای یک سیاست اقتصادی فوق‌لیبرال، و به زیان واقعیت‌های انسانی و اکولوژیک اعطا می‌گردد، ترسیم می‌کنند.
  • سازمان تجارت جهانی (WTO): قوانین و مقررات تجاری جهانی را از طریق کاهش بیش از حد اختیار تصمیم‌گیری کشورها در زمینۀ اقتصاد و یا محیط زیست، تعیین می‌کند.
  • کمیسیون اروپا یا «کمیسیون بروکسل»: که دولت اتحادیۀ اروپاست. اعضای این کمیسیون انتخاب نمی‌شوند، و مردم نیز هرگز در جریان نتایج تصمیم گیری‌های آنان قرار نمی‌گیرند. بخش‌های فزاینده‌ای از قدرت کشورها به این «کمیسیون» که تحت هیچ کنترل دموکراتیکی قرار ندارد، انتقال داده شده است. (80 درصد قوانینی که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به اجرا درمی‌آید، قوانین اروپایی هستند)

انتقال بخش‌هایی از حاکمیت کشورها از سوی سیاستمدارانی از جناح‌های راست و چپ و با هدف خارج ساختن بخش مهم و اساسی تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی از حیطۀ اختیارات تصمیم‌گیری عمومی، انجام پذیرفته است.

علاوه بر این، «کمیسیون اروپا» خود تماماً زیر نفوذ لابی‌های صنعتی قرار دارد که الهام‌بخشان بزرگ قوانین و مقررات اروپایی هستند. سیاست اروپا با همکاری نزدیک «میزگرد اروپا» (European Round Table) تعیین می‌گردد که سران بزرگترین شرکت‌های چند ملیتی اروپا را گردهم می‌آورد. «میزگرد اروپا» در تمامی تصمیمات بزرگ اقتصادی، مالی، اجتماعی و یا زیست محیطی شراکت دارد. و بالآخره، بسیاری از کمیسرهای اروپایی به شرکت‌های چند ملیتی و یا شبکه‌های نفوذی طرفدار لیبرالیسم و جهانی‌سازی بسیار وابسته‌اند.

شایان ذکر است که «AMI» (به زبان فرانسه) یا «MAI» (به زبان انگلیسی) یک توافق بین المللی است که به طور کاملاً پنهان و محرمانه از سال 1995 تحت نظارت «سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی اروپا» به اجرا درآمده و پیامدهای آن خطری بی‌سابقه برای دموکراسی محسوب می‌شود. رسانه‌ها که اغلب به چندملیتی‌های طرفدار این توافقنامه تعلق دارند، درمورد وجود و محتوای این معاهده پیوسته سکوتی خارق‌العاده اتخاذ کرده‌اند.

اصل عمدۀ «AMI» برپایۀ ایجاد مجموعه‌ای حقوقی برای چندملیتی‌ها، به زیان دولت‌ها و مردم استوار است، بی‌آنکه در ازای آن کمترین اجباری را برای این شرکت‌ها به وجود آورد.

 

گروه بیلدربرگ در اروپا

بسیاری از کمیسرهای اروپایی در شمار اعضای گروه بسیار قدرتمند «بیلدربرگ» قرار دارند، ازجمله:

  • خوزه مانوئل باروسو (رئیس کنونی کمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق پرتغال)
  • فریتز بولکشتاین (کمیسر اروپا و بانی قانون «بولکشتاین»)
  • رومانو پرودی (رئیس سابق کمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق ایتالیا)
  • ژاک سانته (رئیس سابق کمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق لوکزامبورگ)
  • سر لیون بریتان (معاون کمیسیون، مذاکره کنندۀ سابقه اروپا برای «گات»)
  • پاسکال لامی (مسئول تغییرات به وجود آمده در مادۀ 133 «معاهدۀ آمستردام» که هدف از آن، انتقال اختیارات کشورهای عضو به «کمیسیون» در زمینۀ مذاکرات و امضای معاهدات اقتصادی از نوع «AMI» یا «MAI» بوده است)
  • ادیت کرسون (عضو سابق «کمیسیون اروپا»، نخست وزیر اسبق و وزیر سابق بازرگانی فرانسه، عضو سابق هیئت مدیرۀ «اشنایدر»)
  • اما بونینو (معاون کنونی مجلس سنای ایتالیا، وزیر سابق امور اروپایی و تجارت خارجی در دولت دوم «رومانو پرودی»)
  • ماریو مونتی (رئیس کنونی دانشگاه «بوکونی» میلان، کمیسر مسئول رقابت تجاری در دوران ریاست «رومانو پرودی» و از مسئولان «بروگل»، یک «مرکز یا اتاق تفکر» اروپا که در سال 2005 تأسیس گردیده است)
  • هانس وان دن بروک (بلژیکی)
  • کارل وان میرت (وزیر ایالتی بلژیک از جناح سوسیالیست‌ها، کمیسر اسبق اروپا در امور رقابت تجاری بین سال‌های 1994 و 1999)
  • ارکی لیکانن (رئیس بانک فنلاند و عضو هیئت مدیرۀ بانک مرکزی این کشور، رئیس «صندوق بین المللی پول» فنلاند، عضو اسبق کمیسیون اروپا)

در بانک مرکزی اروپا (BCE) نیز اشخاصی را می‌یابیم که در شمار اعضای گروه «بیلدربرگ» قرار دارند. مانند:

  • ژان کلود تریشه (رئیس بانک مرکزی اروپا)
  • ویم دویسنبرگ (رئیس سابق هیئت مدیرۀ بانک مرکزی اروپا، رئیس سابق «ندرلاندشه بانک»)
  • اوتمار ایسینگ (عضو هیئت مدیرۀ بانک مرکزی اروپا)
  • توماسو پادوا شیوپا (عضو کمیتۀ اجرایی این بانک)

 

کلوپ‌های تعمق ایلومیناتی

 باشگاه‌ها یا «کلوپ‌های تعمق»

  • مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum): سازمانی است که قدرتمندترین و ثروتمندترین مردان کرۀ زمین را دربر می‌گیرد. معیار پذیرش در بطن این شبکه، سطح قدرت، ثروت و نفوذ کاندیدا در زمینۀ اقتصادی، سیاست بین‌المللی، تکنولوژی و یا رسانه‌هاست. نشست عمدۀ «مجمع اقتصادی جهان» هرساله در پایان ماه ژانویه در «داووس» سوئیس انجام می‌پذیرد. درسراسر طول سال نیز، مهمترین اعضای این سازمان ازطریق یک شبکۀ برتر کنفرانس ویدئویی به نام «ولکام»(Wellcom)  با یکدیگر در ارتباطند. این شبکه به آنها اجازه می‌دهد در هر لحظه پیرامون تصمیمات مهم جهانی با هم به مشورت بنشینند.
  • کمیسیون سه جانبه: یک نهاد تعمق بین‌المللی است که در سال 1973 به‌طور مشترک توسط «دیوید راکفلر» و «زبیگنیو برژینسکی» (مشاور سابق رئیس جمهور «جیمی کارتر») بنیان نهاده شده است. این نهاد سران سه منطقه اقتصادی عمده، یعنی آمریکای‌شمالی، اروپای‌غربی و ژاپن را گردهم می‌آورد.
  • شورای روابط خارجی (CFR): سازمانی آمریکایی است که از رهبران سیاسی و یا اقتصادی رده بالا مانند: «جرج بوش» پدر، «هنری کیسینجر» و یا «دیوید راکفلر»، رئیس شورای روابط خارجی تشکیل شده است.
  • شورای مشورتی(CFR) : شامل نمایندگان خارجی می‌شود، مانند: «میشل روکار» (نخست وزیر اسبق فرانسه)، «اتو لامسدورف» (وزیر اسبق دارایی آلمان)، «برایان مالرونی» (نخست وزیر اسبق کانادا) و یا لرد «کانراد بلک» (رئیس گروه مطبوعاتی «هولینگر» و از نزدیکان دولت «بوش»
  • گروه بیلدربرگ: این گروه در سال 1954 تأسیس گردیده و بدون شک قدرتمندترین شبکۀ نفوذی است. «گروه بیلدربرگ» شخصیت‌هایی از تمامی کشورها، رهبران سیاسی، اقتصادی، مالی، رسانه‌ها، و نیز تعدادی از دانشمندان و دانشگاهیان را گردهم می‌آورد. از دیدگاه‌ این افراد که پیرامون شبکه‌های قدرت به تحقیق می‌پردازند، گروه بیلدربرگ، دولت واقعی جهانی است. رئیس و بنیانگذار مشترک «گروه بیلدبرگ»، «دیوید راکفلر» است.

کشورهای عضو «گروه بیلدربرگ» عبارتند از:

 آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه، بلژیک، سوئیس، هلند، آلمان، اتریش، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، نروژ، سوئد، دانمارک، فنلاند، لوکزامبورگ، ایرلند و بسیاری کشورهای دیگر.

  • لوسیکل (Le Siecle): به معنای «قرن»، یک باشگاه تعمق است که قدرتمندترین و پرنفوذترین اعضای طبقۀ رهبری کشور فرانسه را گردهم می‌آورد. مسئولان سیاسی، رؤسای شرکت‌های بزرگ و روزنامه‌نگاران رسانه‌های «اندیشه ساز» در شمار اعضای آن قرار دارند.
  • بنیاد سن سیمون: سازمانی بسیار مشابه «لوسیکل» است. این سازمان در سال 1999 پس از کمک فراوان به تغییر گرایش ایدئولوژیک چپ فرانسه به لیبرالیسم، منحل گردید.
  • مؤسسه روابط بین‌الملل فرانسه (IFRI): نوعی «شورای روابط خارجی» اما از نوع فرانسوی آن است. سیاستمدارانی با گرایشات چپ و راست، رؤسای شرکت‌های بزرگ، روزنامه‌نگاران و برخی دانشگاهیان اعضای این مؤسسه را تشکیل می‌دهند.
  • کلوپ رم: یک «باشگاه تعمق» رهبران سیاسی و اقتصادی عمدتاً اروپایی است.

جوامع مخفی و زیرزمینی

  • بوهمیانز کلوپ: جامعه‌ای زیرزمینی و مخفی است که در آن قدرتمندان جهان به منظور شرکت در مراسمی عجیب و غریب که رنگ شیطان‌پرستی به خود گرفته‌اند، گردهم می‌آیند.

 

اربابان جهان چه کسانی هستند

شرکت کنندگان و اعضای سازمان‌های «ایلومیناتی» به راستی چه کسانی هستند؟ می‌توان گفت، بر خطوط چهرۀ آنان خصوصیات مشترکی نقش بسته است، مانند: حیله و تدبیر، هوش سرشار، سنگدلی و قساوت، عزم راسخ، بی‌شرمی و وقاحت، بی‌تفاوتی کامل نسبت به مسائل اخلاقی (هدف وسیله را توجیه می‌کند!) و لذت توصیف ناپذیر تعلق به قشر برگزیدگان و نخبگان و مشاهدۀ جهان از فراز و قلۀ هرم و …

و در شمار این اربابان ازجمله شخصیت‌های ذیل را می‌بینیم:

  • هنری کیسینجر (وزیر خارجۀ «نیکسون»، رئیس «کیسینجر آسوشیتس آی‌ان‌اس»)
  • جرج بوش پدر (رئیس جمهور اسبق آمریکا، رئیس «سیا» در سال‌های 1976 تا 1977)
  • فیلیپ ژافره (رئیس سابق «الف»، مدیرکل بانک «کردیت آگریکول»)
  • جیانی آنیلی (رئیس «فیات»)
  • میشل کامدوسوس (رئیس سابق بانک جهانی، رئیس اسبق «بانک فرانسه»)
  • ژان کلود تریشه (رئیس «بانک فرانسه»، رئیس بانک مرکزی اروپا)
  • جولیو آندرئوتی (مردی که 30 سال بر ایتالیا حکومت کرد و در بسیاری از رسوایی‌های مرتبط با مافیا، فراماسون‌ها و بمب‌گذاری‌های راست افراطی در سال‌های دهه 1970 دست داشت)
  • هیلاری کلینتون (سناتور سابق حزب دموکرات، وزیر خارجه کنونی آمریکا، همسر «بیل کلینتون»)
  • تونی بلر (نخست وزیر سابق انگلیس)
  • جیمز ولفنسون (رئیس سابق بانک جهانی)
  • دیوید راکفلر (رئیس «چیس منهتن بانک»)
  • بیل گیتس (رئیس مایکروسافت)
  • فرانتس فرانیتسکی (صدراعظم اسبق اتریش)
  • هیلمار کوپر (رئیس هیئت مدیرۀ «دویچه بانک» آلمان)
  • زبیگنیو برژینسکی (عضو شورای روابط خارجی، مشاور سابق رئیس جمهور «جیمی کارتر»)
  • پاسکال لامی (کمیسر اروپا و طرفدار سرسخت«AMI» )
  • جولیو ترمونتی (وزیر دارایی ایتالیا، نمایندۀ «فورتزا ایتالیا»، حزب «برلوسکنی»)
  • موریس لیپنز (رئیس «فورتیس بانک»)

و … 

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: