رازهای زندگی خامنه‌ای

 

 

محسن مخملباف: «نوشتۀ حاضر اطلاعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت‌رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته‌اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته‌ام. «

 

مقدمه:

خامنه‌ای فردی است که در چند دهۀ گذشته بیشترین تأثیر را بر زندگی عمومی و حتّی خصوصی ایرانیان، پس از شاه و خمینی داشته است. او کسی است که بیش از هر کسی از طریق سیستم‌های اطلاعاتی‌اش، دربارۀ این و آن می‌داند؛ امّا کمتر کسی است که ازجزئیات خانه و خانواده و ارتباطات و علائق شخصی و یا نحوۀ کار او باخبر باشد. این رازداری افراطی از سوی خود او و سیستمش عمدی بوده است. در راز بودن، از او یک شخصیت مقّدس برای طرفدارانش و یک چهرۀ مخوف برای مردم ساخته است.

مطلب حاضر می‌کوشد از طریق منابع دست اوّل، واقعیت خامنه‌ای را آنچنان که واقعاً هست بشناساند. این شناسایی به دور از ابراز نفرت‌های متداول این روزها یا شیفتگی‌های طرفداران افراطی اوست.

برنامۀ روزانۀ خامنه‌ای:

  • ساعت 4 صبح برخاستن از خواب و اقامۀ نماز شب
  • ساعت 6 تا 6:30 ملاقات با حجازی (رئیس دفترش)
  • ساعت 6:30 تا 7 ملاقات با وحید (معاون اجرایی بیت‌رهبری)
  • ساعت 7 تا 8 ملاقات با مجتبی (پسر دوّمش) هفته‌ای سه روز (مجتبی در سال حدود 150 روز در حوزۀ علمیۀ قم درس می‌دهد. امّا در غیر از این 150 روز هر صبح با پدرش ملاقات می‌کند)
  • ساعت 8 تا 10:30 مطالعۀ پرونده‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی.
  • ساعت 10:30 تا 12 (خواب و استراحت نیم‌روزی)
  • ساعت 12 تا 1 نماز جماعت و ناهار
  • ساعت 1 تا 3 ملاقات‌های ضروری (که در هر زمان متفاوت است و بیشتر برای حّل بحران‌های پیش‌بینی نشده است)
  • ساعت 3 تا 5 رسیدگی به کارهای شخصی.
  • ساعت 5 تا 8 ملاقات‌های ویژه (شرح این ملاقات‌ها در برنامۀ هفتگی و ماهانه آمده است)
  • ساعت 8 تا 8:30 شام
  • ساعت 8:30 تا 9 گوش کردن به شنودها
  • ساعت 9 شب رفتن به رختخواب

برنامۀ هفتگی خامنه‌ای:

  • یکشنبه‌ها بعدازظهر ملاقات با فرماندهان ارتش
  • یکشنبه‌ها بعدازظهر ملاقات با فرماندهان سپاه
  • دوشنبه‌ها شام ملاقات با رئیس‌جمهوری
  • سه‌شنبه‌ها صبح ملاقات با مسئولین کارهای اقتصادی خودش (حسن خامنه‌ای (برادرش)، میرمحمدی، مجتبی خامنه‌ای و شریعتمدار وزیر بازرگانی)
  • سه‌شنبه‌ها شام ملاقات با هاشمی رفسنجانی
  • چهارشنبه‌ها بعدازظهر ملاقات با اعضای شورای نگهبان
  • چهارشنبه‌ها شب با جنتی شام می‌خورد.

 

برنامۀ ماهانه:

  • ملاقات با رئیس مجلس
  • ملاقات با رئیس قوۀ قضائیه
  • ملاقات با مشاورین مذهبی (کسانی که از قم می‌آیند. مثل مقتدایی و یزدی)
  • ملاقات با مشاورین دیگر

 

علائق شخصی خامنه‌ای:

غذا:

به توصیۀ پزشکان خاویار و ماهی قزل‌آلای خال قرمز رودخانۀ لار به وی توصیه شد، امّا رفته‌رفته این دو غذا جزو علائق شخصی ایشان شد. خاویار از رشت توسط امام جمعۀ رشت ارسال می‌شود. هم‌چنین گوشت قرقاول که از شیراز توسط آقای حائری ارسال می‌شود و مصرف گوشت بلدرچین و شترمرغ (برای پرهیز از کلسترول) برای کنترل غذای خامنه‌ای و اطمینان از سمّی نبودن آن دستگاهی به مبلغ 500 هزار دلار از آمریکا خریده شده که با افزودن یک ماده، غذا آزمایش می‌شود و آشپز خود بایستی در حضور محافظین قبل از دیگران غذا را بچشد.

 

ورزش:

کوهنوردی و اسب‌سواری. یک‌بار خامنه‌ای به خاطر اسب سواری در سال 78 به زمین افتاد و دستش شکست. چون او با یک دست اسب‌سواری می‌کند. در سفرهای طولانی داخلی، مثل سفر به مشهد، اسب مخصوص خامنه‌ای و اسب مجتبی را با هواپیمای C130 به محل می‌برند. هم‌چنین سه کامیون مخصوص حمل اسب برای جا‌بجایی‌های نزدیک‌تر موجود است.

 

اسب‌ها:

تعداد اسب‌ها حدود 100 عدد است که ارزش کل آن 40 میلیون دلار برآورد شده و گرانترین آنها 7 میلیون دلار قیمت دارد و نام آن ذوالجناح است. اسب مجتبی سهند نام دارد. برای اسب‌ها دو اصطبل موجود است، یکی در باغ ملک آباد مشهد به مساحت 10 هزار متر که دارای 70 اسب است و یکی در لواسانات به مساحت 3 هزار متر که دارای 30 اسب است.

 

گده:

گاهی با راشد یزدی (آخوندی که جوک‌های رکیک می‌گوید) گده می‌کند. این کار برای خامنه‌ای اسباب خنده می‌شود، (کاری که کریم شیره‌ای برای ناصرالدین شاه انجام می‌داد) و هم از طریق شنیدن جوک‌های رکیک که نوعی تخلیۀ روانی جامعه است، نبض جامعه را می‌گیرد. در این گده‌ها محمدی گلپایگانی و وحید حقانیان هم حضور می‌یابند. گاهی جنتی را هم دعوت می‌کنند که معمولاً جنتی توسط راشد دست انداخته می‌شود. مجتبی از گده‌های خامنه‌ای متنفر است، چرا که خودش در آن جا نفوذ ندارد و در غیاب او راشد یزدی می‌تواند توصیه‌های اقتصادی و سیاسی را مطرح کند و از خامنه‌ای برای این و آن امتیاز بگیرد.

 

مطالعه:

غیر از مطالعۀ پرونده‌ها و مطبوعات، خامنه‌ای کمتر وقتی برای مطالعۀ کتاب دارد. او از زمان ریاست‌جمهوری‌اش بارها به این و آن گفته است که بدی پست ریاست‌جمهوری این است که فرصت مطالعه را از شخص مسئول می‌گیرد امّا هر از چند گاهی به مطالعۀ کتاب‌هایی که دربارۀ رؤسای جمهور و رهبران دنیا منتشر می‌شود می‌پردازد. بیش از همه به زندگی دوران قاجار علاقه دارد. و به ویژه به ناصرالدین شاه. تمام کتاب‌هایی را که در مورد او منتشر شده خوانده است. همین‌طور تمام کتاب‌هایی را که در مورد شاه و خاندان او منتشر شده.

 

کلکسیون پیپ:

خامنه‌ای ابتدا سیگاری بود. در همان اوایل ریاست‌جمهوری به دلیل پرستیژ مورد نیاز یک رئیس‌جمهور، سیگار را ترک کرد. او نمی‌خواست عکس او در حال سیگار کشیدن منتشر شود. در آن زمان که هنوز با موسوی نخست‌وزیر نزدیک‌تر بود، دو نفری تصمیم به ترک سیگار گرفتند و پس از آن هیچ‌گاه هیچ‌کدام لب به سیگار نزدند. امّا پیپ را از همان زمان حفظ کرده است و یک‌بار عکس او در حالی که پیپی به لب داشت منتشر شد. برای او توتون خاص پیپ تهیه می‌شود و در کلکسیون پیپ او تاکنون 200 پیپ جمع‌آوری شده است. تمام شایعات مربوط به کشیدن تریاک در مورد او دروغ است. امّا در مورد شعرای نزدیک به خود مثل علی معلم و شهریار و سبزواری دستور داده بوده است که مزاحم تریاک کشیدن آن‌ها نشوند. و حتّی در مورد شهریار سپرده بود تریاک او را برایش تأمین کنند و از طرف آقا به در خانه‌اش ببرند.

ارزش پیپ‌های او حدود 2 میلیون دلار برآورد می‌شود. اکثر پیپ‌ها برایش تحفه آورده شده. گرانترین پیپ 250 هزار دلار قیمت دارد که مربوط به 300 سال پیش است. دسته این پیپ طلا کوب و جواهر نشان است. بعضی از پیپ‌ها توسط رؤسای‌جمهور و رهبران جهان به او هدیه داده شده است. ودر جعبه پیپ نام اهداء کننده مشخص است.

 

کلکسیون انگشتر:

در کلکسیون انگشتری‌های خامنه‌ای حدود 300 انگشتری خاص جمع آوری شده که 3 تای آنها از آستان قدس به او تحفه داده شده است. گرانترین انگشتری 500 هزار دلار قیمت‌گذاری شده و قدیمی‌ترین عقیق دنیا را دارد. این کلکسیون‌ها در بیت‌رهبری نگهداری می‌شود.

 

کلکسیون عصا:

در کلکسیون عصای خامنه‌ای تا چند سال پیش 170 عصای آنتیک وجود داشت که یک میلیون و دویست هزار دلار قیمت گذاری شده بود. گرانترین عصا 200 هزار دلار قیمت دارد که متعلق به 170 سال پیش است و جواهر نشان است. گاهی در موارد خاص عصا یا انگشتری یا عبایی را برای این و آن تحفه می‌فرستد. پیش از انتخابات اخیر (سال 1388) که میر حسین موسوی کاندیدا بود، به دیدار پدر موسوی رفت و عصایی را به وی هدیه داد که عده‌ای آن را مبنی بر موافقت خامنه‌ای با کاندیدا شدن پسر او قلمداد کردند. در اوایل رهبری و پس از مرگ خمینی عبایی را برای آقای طاهری امام جمعۀ وقت اصفهان فرستاد، زیرا از طاهری نقل شده بود که خمینی در هنگام تماشای خامنه‌ای از تلویزیون در سفر هند گفته بود خامنه‌ای به درد رهبری می‌خورد. و همین نقل قول خبرگان را راضی کرد تا به خامنه‌ای رای بدهند. فیلم خبرگان و این نقل قول در یوتیوب موجود است.

برای شعرا و هنرمندان هوادار خود معمولاً سکّۀ طلا تحفه می‌دهد. گاهی نیز چکی به امضای دفتر رهبری می‌فرستد. هر از چند گاه گروهی از ادبای مداح نظام به بیت دعوت می‌شوند و پس از خواندن شعر صله می‌گیرند. (سنتی که در دربار قاجار و به ویژه در زمان ناصرالدین شاه مد بوده است)

 

کلکسیون عبا:

شمار عباهای کلکسیون خامنه‌ای حدود 120 عدد است و قیمت مجموعۀ آنها حدود 400 هزار دلار است که گرانترین آنها 30 هزار دلار می‌ارزد. امّا از همۀ آنها بیشتر به عبای سپید رنگی که گاهی می‌پوشد علاقه دارد. عباها از پشم شتر است.

 

علایق دیگر:

شایعاتی دال بر این که او در جوانی تار یا سه تار می‌زده دروغ است امّا درجوانی به موسیقی علاقه داشته و موسیقی کلاسیک ایرانی را می‌شنیده است. صدای شجریان را دوست داشته است امّا به دلیل مواضع سیاسی شجریان از او دل کنده است و از او بدش می‌آید. بعد از رهبری و به ویژه اخیراً مواضع ضدموسیقی او قوی‌تر شده و در تلویزیون بارها علیه موسیقی حرف زده است. در سال 1388 به رادیو و تلویزیون دستور داده است از حجم موسیقی کم شود تا طرفداران مذهبی‌ترش را راضی‌تر نگه‌دارد.

او در جوانی (و شاید هم فقط از سر جوانی) یک فولکس واگن قرمز رنگ خریده و باور نمی‌کرده که سال‌ها بعد ممکن است در حکومت او بعضی برای رنگ ماشین خود مورد مواخذه واقع شوند.

ری‌شهری در گزارشی که از گذشتۀ خامنه‌ای برای خمینی تهیه کرد به دو زن صیغه‌ای او در جوانی اشاره کرده است. این دو زن در مشهد زندگی می‌کنند.

 

شعر:

علاقۀ خامنه‌ای به شعر از جوانی شروع شده و تاکنون ادامه داشته است. او در جوانی در انجمن شعر مشهد مدتی طولانی حضور می‌یافته است. گاهی شعر هم سروده و بسیار دوست دارد شعرا در موردش شعر بگویند و او به آنها صله بدهد. سبزواری و علی معلم از شاعران مسلمان مدیحه‌گوی او با او حشر و نشر مدام دارند. و از طریق آنها از مشکلات اهل هنر وابسته به نظام باخبر می‌شود. در اوایل رهبری میرشکاک شاعر را هم که گاهی دچار جنون ادواری می‌شود را چند بار به حضور پذیرفته بود و میرشکاک از این که در هنگام خداحافظی گفته بود سید زت زیاد به خود می‌بالید. (منظور عزت زیاد است که یک دعای لاتی است) خامنه‌ای هرسال بارها شعرا را به بیت خود دعوت می‌کند تا در حضور او شب شعر بگذارند.

در اوایل ریاست‌جمهوری خود از اخوان ثالث که از نزدیک او را می‌شناخت درخواست کرد که در مدح انقلاب شعری بگوید. اخوان ثالث در جواب او گفت: ما هنرمندان بر حکومتیم و نه با حکومت. این جمله چنان او را بر آشفت که دستور داد حقوق ماهیانۀ او را از محل کارش قطع کردند. و اخوان پس از آن بی کار شد. قیصر امین پور در یادنامۀ اخوان (باغ بی‌برگی) به این نکته در مقالۀ خود اشاره کرده است.

خامنه‌ای از شاملو به شدت بدش می‌آمد و از او با نفرت یاد می‌کرد امّا جرأت نکرد او را دستگیر و مجازات کند، زیرا می‌ترسید بدنام تاریخ شود. او از پادشاهانی که با شعرا بدی کرده بودند بسیار خوانده است. او جملۀ لنین را که اگر یک ایدئولوژی با هنر حمایت نشود خواهد مرد، در سخنرانی‌هایش بسیار آورده است. علاقۀ او به شعر آنقدر هست که اگر سر از سیاست و روحانیت در نمی‌آورد، بعید نبود به سراغ شعر و ادبیات برود. با این وصف به دلیل مشغلۀ فراوان گاهی خطاهای فاحش می‌کند و با آن که می‌نمایاند که شعر شناس است، وقتی شاعرۀ جوانی در مقابل او شعری را خواند، از او پرسید: این شعر از خودتان است؟ وشاعره پاسخ داد: نه‌خیر، این شعر از سهراب سپهری است. (سپهری شاعری است که این روزها در ایران هر بچه مدرسه‌ای هم شعر او را می‌شناسد)

 

رابطۀ خامنه‌ای و همسر و بچه‌هایش:

خجسته نام همسر خامنه‌ای است. خجسته خانم خیلی تحت سلطۀ خامنه‌ای است. ولی از برادرهایش هم خط می‌گیرد. یک بار بیمارستان شرکت نفت قورق شد تا خجسته خانم برای زیبایی شکم مورد عمل ساکشن (برای برداشتن چربی‌های شکمش قرار گیرد) خجسته خانم به دلیل التهاب رودۀ بزرگ دو بار هم در لندن مورد عمل جراحی قرار گرفته است. مجتبی خامنه‌ای دوّمین فرزند خامنه‌ای روی پدرش بسیار نفوذ دارد امّا هرکجا کم می‌آورد از طریق مادرش خجسته خانم وارد می‌شود.

اکنون خجسته خانم (در سال 2009) حدود 67 سال دارد. یکی از برادرانش با مجاهدین خلق رابطه داشته و به سوئد فرار کرده است. او غیر از برادر فراری، سه برادر دیگر هم دارد که درگیر بیزینس‌های بزرگند. حسن، برادر خجسته خانم همه کارۀ تلویزیون جمهوری‌اسلامی است. کمیسیون‌های خرید دوربین و تلویزیون سونی در انحصار اوست. مبلغ خرید‌های تلویزیون ایران از محصولات سونی اعم از دوربین و سیستم‌های مونتاژ و غیره رقم بالایی نیست. تقریبا 50 تا 60 میلیون دلار در سال. امّا مردم از تلویزیون سونی سالی 500 تا 600 میلیون دلار خرید می‌کنند که 7 درصد آن به حسن آقا برادر خجسته خانم می رسد. ابتدا حق انحصار سونی مربوط به یک ایرانی در دبی بود که او را تهدید کردند و او خودش از ترس امتیازش را لغو کرد. خجسته خانم علیرغم زندگی مرفه داخل، مدام نگران است آنچه از بیرون دربارۀ زندگی آنها دیده می‌شود ساده ننماید. او سه ندیمه دارد و هیچ‌گاه به آرایشگاه بیرون از خانه مراجعه نمی‌کند و برایش آرایشگر از بیرون می‌آورند. او به ماساژ علاقه دارد و یک خانم کره‌ای مسئول ماساژ اوست.

بتول خانم زن خمینی از او خیلی بدش می‌آمد و معتقد بود او هم مثل شوهرش مغرور است و از وقتی خامنه‌ای رهبر شده او هم احساس می‌کند ولی فقیه زنهاست.

خجسته خانم ابتدا خودش آشپزی می‌کرد امّا الآن هفت هشت سال است که نمی‌تواند آشپزی کند. و یک پیرمرد که سید نام دارد مسئول آشپزی است.

انتخاب عروس‌ها و داماد‌ها در خانۀ خامنه‌ای به عهدۀ خجسته خانم است. ابتدا او چند نفر از خانواده‌های نزدیک به بیت‌رهبری یا علمای درجه اوّل را انتخاب می‌کند، و از طریق رفت و آمد آنها را بیشتر می‌شناسد. بعد وزارت اطلاعات، شعبۀ مخصوص، تحقیقاتش را کامل می‌کند و بعد دختران و پسران خامنه‌ای از بین کاندیداهای مادر که مورد تأیید رهبری قرار گرفته‌اند، یکی را می‌پسندند این ازدواج‌ها گاهی دچار مشکلات عمده نیز شده است. در مورد همسر مجتبی (دختر حداد عادل) چون بچه‌دار نمی‌شد، نزدیک بود کار به جدایی بکشد. در مورد مسعود (دختر آیت‌اله خرازی) به دلیل اختلافات سیاسی کار تا جدایی پیش رفته است. و سوسن خرازی برای طلاق به خانۀ پدر برگشته است.

در روابط خانوادگی پیش روی دیگران ادب حضور کاملاً رعایت می‌شود. مثلاً بچه‌ها به پدر خود بابا نمی‌گویند، بلکه از واژۀ «آقا» «رهبر» «حضرت آیت‌اله» استفاده می‌کنند. و خامنه‌ای نیز بچه‌هایش را بدون احترام صدا نمی‌کند. معمولاً از زبان او شنیده شده «آقا مصطفی»، «آقا مجتبی»، « آقا مسعود» و « آقا میثم» امّا نام دختران کمتر در ملاقات‌ها بر زبان او جاری می‌شود، مگر در ملاقات‌های خانوادگی که بازهم با نام «بشری خانم» یا «بشری سادات»، « هدی خانم» یا « هدی سادات» خوانده می‌شوند.

بچه‌ها به ویژه مجتبی اگر پای بحث پیش بیاید در مورد چگونگی انتخاب آقای خامنه‌ای توسط خبرگان می‌گویند: «خبرگان آقای خامنه‌ای را انتخاب نکرد، بلکه ایشان را کشف کرد. ایشان نائب امام زمان هستند و خدا این استعداد را به علما و خبرگان اعطا کرد تا ایشان را کشف کنند.»

این نحوۀ احترام در مدیران و کارمندان بیت‌رهبری نیز به این شکل رعایت می‌شود که هرگاه کسی از دیدار آقای خامنه‌ای بر می‌گردد به او می‌گویند: «زیارت قبول» و کسی در دفتر آقای خامنه‌ای حق ندارد بگوید به ملاقات آقای خامنه‌ای می‌روم یا قرار ملاقات دارم، بلکه از واژۀ «شرفیاب می‌شوم» و یا «به زیارت می‌روم» استفاده می‌شود. در اجرای این ادب حضور بیش از همه حجازی (رئیس دفتر خامنه‌ای) اصرار دارد.

 

نماز جماعت بیت‌رهبری:

هفته‌ای 3 تا 4 روز نماز جماعت در بیت برگذار می‌شود. حدود 15 نفر در هر نماز جماعت افتخار آن را دارند که پس نماز باشند. 10 نفر آنها مدیران بیت‌رهبری هستند که همیشگی‌اند. امّا هر روزه حدود 4 تا 5 مهمان نیز برای نماز جماعت حضور دارند. حضور در نماز جماعت آقا سرقفلی دارد و بازاریانی که مشکل دارند چنانچه سر نماز آقا حاضر شوند و برای حل مشکل خود توصیه‌ای از آقا بگیرند، کسب و کارشان رونق می‌گیرد. آنها حاضرند از قبل بهای این سرقفلی را که حدودا مبلغ پانصد میلیون تومان است، به حجازی و محمدی گلپایگانی بپردازند. این پس نمازها مبلغ پانصد میلیون تومانی را که داده‌اند، بعدا از طریق سودی که از توصیۀ آقا برده‌اند، چند برابر جبران می‌کنند. در نتیجه مشتریان نماز جماعت آقا، معمولاً از اهل بازار هستند. از امنیتی‌ها کسانی که خواستار ارتقا در شغل خود هستند نیز، در این نماز جماعت‌ها بسیار شرکت می‌کنند.

 

رابطۀ خامنه‌ای و مریدانش:

وقتی آقای خامنه‌ای به مشهد می‌رود و از یک قندان قندی را بر می‌دارد، برای مریدان آقا قندان قند متبرک می‌شود. وقتی از جایی رد می‌شود تا به زیارت برود، طرفداران او جای خالی پای او را بوسه می‌زنند. فیلم بوسه‌زدن بر جای پای خامنه‌ای توسط مریدانش روی یوتیوپ موجود است. معلوم نیست اگر این مریدان از جلسات گده خامنه‌ای که به جوک‌های رکیک آخوند راشد ریسه می‌رود باخبر شوند تا چه اندازه دچار شوک خواهند شد و آیا باز هم قندهای باقی‌مانده از چای او، همان اندازه برایشان متبرک خواهد بود؟

جملۀ تکراری خامنه‌ای از بیست سال پیش این است «این کار را بکنید، امّا مردم نفهمند»، « آن کار را بکنید، امّا کسی نفهمد» و آنها که این جمله را می‌شنوند، می‌دانند که همۀ اقتدار بیت‌رهبری در سایۀ بی‌خبر نگه‌داشتن مردم از رازهای خصوصی زندگی آقای خامنه‌ای و رازهای پشت‌پردۀ دفتر رهبری است.

تا قبل از نماز جمعۀ، یک هفته پس از انتخابات، خامنه‌ای مسئولیت هیچ چیز را به عهده نمی‌گرفت و همه فکر می‌کردند او نقش بالانس کنندۀ قدرت را در بین جریانات مختلف بازی می‌کند. امّا در آن نماز جمعه، یکباره همه چیز بر ملا شد و نقش جهت‌دار خامنه‌ای در جریانات سیاسی و گناه او در سرکوب‌ها عیان شد.

 

مسئولان حفاظت خامنه‌ای:

تیم محافظت خمینی 200 نفر بودند. امّا مجموعه‌ای که از خامنه‌ای محافظت می‌کنند 10000 نفرند. (یاد آورگارد جاویدان شاه که هیچ‌گاه از آن کم نمی‌شد) در این بین دو نفری که نقش اساسی دارند «دین شعاری» و «حسین جبّاری» هستند. این دو، کسانی هستند که شب‌ها پشت در اتاق خامنه‌ای کشیک می‌دهند و تنها کسانی هستند که حق دارند در نزدیکی خامنه‌ای مسلح باشند. آنها 30 سال است که محافظین اصلی خامنه‌ای هستند. امّا مدیران تیم محافظت از خامنه‌ای در دوران مختلف این‌ها بوده‌اند:

  1. خسروی وفا (رئیس تیم جانبازان)
  2. اصغرزاده (نمایندۀ مجلس)
  3. متولیان (سپاه)
  4. رمضانی (اطلاعات سپاه)
  5. نجات (شورای امنیت)
  6. چیذری (در حال حاضر او مسئول محافظین است)

محافظین نزدیک که یک جمع 200 نفره هستند و از نزدیک شاهد سفرها و زندگی در کاخ‌ها هستند هرکدام خانه‌ای دارند که حداقل یک میلیارد تومان ارزش دارد و آنها که خامنه‌ای را با تقوی می‌دانند و خود زاهدانه زندگی می‌کنند، در تیم محافظین (حلقۀ اوّل) اجازۀ ورود ندارند تا مبادا دچار تضاد شوند. هیچ کدام از این محافظین و فدائیان، هیچ‌گاه اجازۀ ازدواج با دختران مسئولین رده بالا را ندارند، حتّی اگر عاشق هم شوند. معمولاً ازدواج‌ها در سطح فامیل‌های بزرگ سیاسی اتفاق می‌افتد و یا با صنف روحانی. امّا هیچ‌گاه آنها که بوسه بر مَقدَم و جای پای خامنه‌ای و امثال او می‌زنند و از قندان متبرک شدۀ او قند می‌ربایند و حاضرند خود را قربانی او و ایشان کنند لایق این نبوده‌اند که با دختری از این بزرگان ازدواج کنند.

از محافظین 500 نفر مسئول محافظت از خانواده هستند. (یک خانوادۀ 40 نفره تحت کنترل محافظین هستند. عروس‌ها و دامادها و دختران و پسران و برادران و برادرزن‌ها و بعضی از بچه‌های برادرها و بعضی از بچه‌های برادرزن‌ها)

انتخاب‌شدن در ردۀ محافظین نیازمند عبور از سه گزینش امنیتی است و زمان زیادی طی می‌شود تا کسی بتواند در تیم محافظین جا بگیرد. حقوق محافظین حداقل ماهیانه هزار دلار و حداکثر ماهیانه 12 هزار دلار است. وقتی کسی به حلقۀ محافظین وارد می‌شود به او کمک می‌شود تا در محل زندگی خود صاحب خانه‌ای باشد و همین‌طور از یک خانۀ سازمانی در محل مأموریت استفاده خواهد کرد.

از این ده هزار محافظ حدود هزار نفر آنها زن هستند و معمولاً کسی نمی‌داند آنها محافظ هستند.

 

مراقبت‌های پزشکی خامنه‌ای:

«دکتر مرندی» (وزیر بهداشت سابق)، هماهنگ کنندۀ پزشکی آقای خامنه‌ای است. پزشکان دیگر را مرندی برمی‌گزیند و به وقت لازم به بالین خامنه‌ای می‌آورد. در زیر زمین بیت‌رهبری یک بیمارستان خصوصی با 4 دکتر کشیک در طول 24 ساعت مراقبند. در سفرهای زمینی یک بیمارستان سیار همراه خامنه‌ای است.  هم‌چنین یک اتوبوس-بیمارستان که دارای اتاق عمل است برای سفرهای زمینی همواره همراه است. برای سفرهای پروازی یک هواپیما-بیمارستان با دو اتاق عمل وجود دارد. در طول 30 سال گذشته خامنه‌ای سه بار عمل جراحی داشته است. عمل دست پس از انفجار اوایل انقلاب. عمل جراحی اثنی عشر و عمل پروستات.

هرگاه خامنه‌ای مریض می‌شود، تضادها در بیت‌رهبری تشدید می‌شود. کسانی که جنایت کرده‌اند و می‌ترسند که وقتی خامنه‌ای بمیرد مردم از آنها انتقام بگیرند، نگران عاقبت کار می‌شوند. امّا تا حال خامنه‌ای رو به بهبود می‌گذارد دوباره همه چیز را فراموش می‌کنند.

خانمی که خواهر قائم مقام وزارت دفاع است (یعنی خواهر «احمد وحید دستجردی» که تخصص پزشکی زنان را دارد، پزشک مخصوص امور زنان) همسر و دختران و عروسان خامنه‌ای است.

 

افسردگی:

خامنه‌ای سال‌هاست افسردگی دارد. بعضی از پزشکان علّت آن را گوش‌کردن به شنود‌های شبانه قبل از خواب می‌دانند. از آنجا که تا کسی علیه خامنه‌ای حرفی نزده باشد، حرفش ارزش شنودی ندارد، پس خامنه‌ای از طریق شنود، مدام دارد علیه خودش حرف می‌شنود. خامنه‌ای برای حفظ سیستمش به‌طور مستمر هر شب قبل از خواب به مدت 20 دقیقه مکالمات ضبط شده علیه خودش را، از زبان مردم، مخالفین و حتّی مسئولین می‌شنود که منجر به ادامۀ افسردگی او می‌شود. او هر شب قبل از خواب به این نتیجه می‌رسد که کسی او را دوست ندارد و فردا صبح دوباره مردمی را می‌بیند که از ترس، خود را مرید او نشان می‌دهند تا به ثروت و قدرت برسند و یا از خشم او در امان باشند.

خجسته خانم که گاهی شنودها را شنیده تحمل چاپلوسی‌های روزانۀ خیلی‌ها را ندارد. بیش از هر کسی به زبان می‌آورد که مردم ایران دروغگو وچاپلوس و خائنند.

خامنه‌ای گاهی ماساژ می‌گیرد. ماساژور یک ایرانی است که دکتر فیزیوتراپ است. ابتدا این ماساژ بابت دستی که در انفجار از کار افتاده بود شروع شد. امّا بعدها به توصیه پزشکان معالج، بخشی از برنامه هفتگی شد.

 

سیستم شنود:

پس از رهبری خامنه‌ای، ابتدا به مدّت دو سال «احمد قدیریان» مسئول شنود خامنه‌ای بود. امّا اکنون حدود 15 سال است که «طائب» مسئول آن است. این شنود شامل سه بخش می‌شود. شنود مسئولین بزرگ و شنود مسئولین امنیتی و شنود مردم. در مورد امنیتی‌ها حتّی اتاق خواب آنان نیز شنود می‌شود تا مراقب خیانت آنان به خامنه‌ای باشند در مورد شنود مردم برای آن‌که فضای جامعه فهمیده شود و خامنه‌ای بتواند با آن مقابله کند این شنود انجام می‌شود. این شنود سوّم نوعی نظر سنجی میدانی است.

شنود دو مرکز اصلی دارد. یکی در بالای توچال و یکی در مرکز تلفن. امّا یک تیم که در پشت خانۀ خامنه‌ای مستقر هستند، (در خیابان پاستور) شنودهای مربوط به خامنه‌ای را طبقه بندی می‌کنند و روزانه دو صفحه نوشته و 20 دقیقه نوار در اختیار خامنه‌ای می‌گذارند. که 5 دقیقه از آن مربوط به شنودهای اخلاقی جامعه است. علاوه بر آن تمام ملاقات‌های خامنه‌ای به صورت علنی ضبط می‌شود و خودش هم به حاضرین اعلام می‌کند که آنها را ضبط می‌کند. مثلاً همۀ ملاقات‌هایش با هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد و مسئولین دیگر را ظبط می‌کند. نفرات اصلی ادارۀ شنود: «طائب» و «مهندس حمید»، برادر «وحید حقانیان» هستند.
بدین ترتیب پروندۀ پنهان همۀ مسئولین زیر بغل خامنه‌ای است و قوت و ضعف همه را می‌داند. امّا کمتر کسی در مورد خامنه‌ای می‌داند، مگر «ری‌شهری» (که در زمان خمینی مأمور تحقیق در مورد همۀ مسئولین بود از جمله خامنه‌ای) و در سال‌های اخیر هم «حجازی» و «محمدی گلپایگانی» که دانای کل شده‌اند و در همۀ امور رازها را می‌دانند.

ری‌شهری خواستار تَوَلیت شهر ری بود و خامنه‌ای علیرغم آن که به این امر راضی نبود، شهر ری را به او باج داد. ری‌شهری در زمان امام سه نوع اطلاعات را در مورد همه مسئولین، از جمله خامنه‌ای برای اطلاع خمینی جمع می‌کرد. اطلاعات جنسی، مالی وسیاسی.

در زمینۀ سیاسی: هنگامی که موسوی نخست‌وزیر بود و سیاست‌های اقتصادی‌اش مورد حمایت خمینی بود و خامنه‌ای با آن که رئیس‌جمهور بود، قانوناً قدرت موسوی را در دولت نداشت، در جلسات خصوصی از حمایت خمینی نسبت موسوی انتقاد می‌کرد.

در زمینۀ مالی: دخالت خامنه‌ای در مورد پورسانت‌های فروش نفت زیر سؤال بود و در زمینۀ جنسی: ماجرای دو زن صیغه‌ای او در مشهد کشف شده بود که البته هیچکدام اعتماد خمینی را از خامنه‌ای برنگرداند امّا مطرح شدن دو زن صیغه‌ای در دوران جوانی‌اش می‌توانست به اعتبار او در سطح جامعه لطمه بزند. البته پس از انقلاب هیچ موردی از زنبارگی از او دیده نشده و یا به او نسبت داده نشده است.

 

سفرهای خامنه‌ای:

از 365 روز سال، 100 روز برنامۀ سفر سالانه خامنه‌ای است. یک ماه در تابستان و یک هفته در نوروز و یک هفته در زمستان به مشهد می‌رود تا در کاخی که در وکیل‌آباد ساخته است، اقامت کند. در ایام نوروز یک هفته در پایگاه هوایی (دزفول) در خوزستان، که منطقۀ خوش آب و هوایی در آن فصل از سال است می‌گذراند و یک ماه در شمال ایران: معمولاً زیبا کنار، ساری، رامسر، بیشه کنار و همۀ پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها در کاخ نیاوران یا کاخ جمشیدیه یا کاخ لواسانات به سر می‌برد.

وقتی خامنه‌ای در سفر است هر روز یک هواپیمای اختصاصی برای گزارش کارها می‌رود و باز می‌گردد. و از آن جا که سه حلقه محافظ اطراف منطقۀ اقامت او را کنترل می‌کنند و همۀ محافظین حلقۀ اوّل و دوّم نیز که 1200 نفر هستند بایستی سفر کنند، مینیموم خرج هر روز سفر خامنه‌ای 50 میلیون تومان هزینه برمی‌دارد.

معمولاً وقتی او در وکیل‌آباد است، هواپیمای 330 از اسب مورد علاقۀ او واسب مجتبی تا اثاثیه دیگر مورد علاقه خانواده را با خود می‌برد.

گاهی خامنه‌ای می‌خواهد مثل مردم عادی سفر کند. برای این منظور یک اتوبوس ضدگلوله که 500 میلیون تومان خرج برداشته، ساخته شده است که دارای دو اتاق خواب و دستشویی و حمام است و  هم‌چنین یک آشپزخانۀ کوچک که سیّد، آشپز مورد اطمینان آقا، در آن آشپزی می‌کند. اسکورت مخفی آقا به صورت پنهان اتوبوس را از پیش و پس همراهی می‌کنند.

 

خانه‌های خامنه‌ای:

خانۀ خمینی در جماران 200 متر بود، خانۀ اصلی خامنه‌ای در پاستور 1200 متر است. (این خانه 1200 متری تنها خانه‌ای است که همه از آن مطلعند)

خمینی تنها در یک خانۀ کوچک در قم و یا حسینیۀ جماران زندگی کرد امّا خامنه‌ای از تمامی کاخ‌های شاه که حالت موزه نیافته استفاده می‌کند و حتّی بر آنها افزوده است.

در عین حال هنوز بچه‌های ایرانی در کتاب‌های درسی خود می‌خوانند که قاشق چای خوری شاه از طلا بوده است و اشرافیت او باعث انقلاب شد.

زیر خانه خامنه‌ای در پاستور، در عمق 60 متری، یک پناهگاه 5 هزار متری ضد اتمی ساخته شده که تنها قیمت آسانسورش 5 میلیون دلار است. یک پناهگاه هم زیر کاخ وکیل‌آباد مشهد ساخته شده است. امّا این پناهگاه اتمی در مقابل انقلاب ممانعتی نمی‌کند. اگرانقلابی در ایران اتفاق بیفتد خامنه‌ای به سوریه می‌گریزد و در وهلۀ دوّم به روسیه.

لجستیک خامنه‌ای:

در سیستم خصوصی بیت‌رهبری امکانات زیر به صورت اختصاصی استفاده می‌شود:

(1 عدد هواپیمای ایرباس) مخصوص سفرهای خودش

(2 عدد بوئینگ 707 ) یکی مربوط به سفرهای فامیل و یکی مربوط به محافظین

(5 عدد فالکون) دوتا مربوط به سفرهای خودش، یکی برای سفرهای مجتبی و دوتا برای سفرهای فامیل.

(5 عدد هلیکوپتر) دو هلیکوپتر برای سفر خامنه‌ای، یک هلیکوپتر برای سفر مجتبی و دو هلیکوپتر مربوط به فامیل.

با آن که پرواز هلیکوپتر در آسمان تهران ممنوع است امّا در شمال شهر تهران مدام صدای هلیکوپتر شنیده می‌شود.

6 باند هلیکوپتر یکی در مهرآباد و یکی در عباس آباد، یکی بغل هتل استقلال، یکی در منظریه تهران، یکی در قم و یکی در

لواسان.

(17 عدد ماشین ضد گلوله) هر کدام به ارزش 400 هزار دلار

(1200 عدد ماشین دیگر)

اداره کنندگان بیت‌رهبری:

اوّل قرار بود منتظری جانشین خمینی باشد. مخالفت او با کشتارها در زندان‌های سیاسی او را مغضوب خمینی کرد و نه‌تنها بر کنار شد که حتّی در خانۀ خود زندانی شد. البته عده‌ای از روحانیون نیز در برکنار کردن منتظری و جایگزین کردن خامنه‌ای بی‌نقش نبوده‌اند.

وقتی خمینی داشت می‌مرد عده‌ای خواستند احمد پسر خمینی جانشین او شود. احمد خود به دنبال چنین نقشی نبود. خمینی می‌گفت: هرکس را می‌خواهید بعد از من رهبر کنید امّا چنین جفایی را در حق من نکنید که احمد را رهبر کنید. نگذارید مردم بگویند مثل سلطنت از خمینی به پسرش ارث رسید. عده‌ای هم از این فرصت به دنبال کنار زدن منتظری از قدرت و جایگزین کردن خامنه‌ای بودند. مثل ری‌شهری و محمدی گلپایگانی و حجازی و طائب (که در آن زمان بازجوی مهدی هاشمی بود) همۀ این گروه بعد از مرگ خمینی و به رهبری رسیدن خامنه‌ای همه‌کارۀ دفتر او شدند. این‌ها حتّی با طرح شورای رهبری بعد از خمینی مخالف بودند. شورایی که قرار بود متشکل از آیت‌اله گلپایگانی، اردبیلی و خامنه‌ای باشد.

گردانندگان اصلی در بیت‌رهبری شخص خامنه‌ای و پسرش مجتبی، و بعد حجازی، محمدی گلپایگانی و وحید هستند. کارکنان بیت حدود 500 نفر در لول اوّل و 2 هزار نفر در لول دوّم و ده هزار نفر در لول سوّم کار می‌کنند. در حقیقت دولت و مجلس و قوۀ‌‌قضائیه نیستند که کشور را اداره می‌کنند، بلکه همه چیز در کنترل بیت‌رهبری است. بیت‌رهبری دارای ساختمان‌های متعددی در سطح کشور است.

 

بسیج در نگاه خامنه‌ای:

خامنه‌ای در ابتدا مدیرکل حزب جمهوری اسلامی بود، اکنون با همان نگاه باور دارد که بسیج می‌تواند برای او یک حزب باشد. حزبی که در عین حال یک ارتش است. انتقاد منتقدین به حزب پادگانی، اشاره به همین موضوع دارد. او با پول دولت و ملّت برای خود یک حزب نظامی ساخته است.

 

بیزینس‌های مهم خامنه‌ای:

واردات شکر و برنج، ماشین BMW، تولید قند و شکر به نام آستان قدس رضوی، سرمایه‌گذاری در دبی، آلمان، عراق، آفریقای‌جنوبی، ونزوئلا، لبنان، چین.

امّا بیزینس‌های بزرگتر مربوط به همان نفت و گاز است و بعد خرید تسلیحات نظامی از روسیه و چین.

خامنه‌ای برای آن که بتواند بیزینس‌های خود را کنترل کند، اشخاصی را به مدت طولانی در سمت‌هایی ثابت نگه می‌دارد. مثلاً «مجید هدایت‌زاده» که 30 سال مسئول فروش نفت ایران بوده است (هدایت زاده در سال 1387 عوض شد، چون «نوری زاده» نام او را لو داده بود) دیگری آقای «سوری» مسئول حمل و نقل نفت ایران است که 30 سال است این کار را ادامه می‌دهد. این دو نفر را آقای خامنه‌ای از سال 61 منصوب کرده است. یک دوره هاشمی رفسنجانی و یک دوره خاتمی و حتّی یک بار احمدی‌نژاد می‌خواستند آنها را عوض کنند امّا خامنه‌ای نپذیرفت. شکل کار این دو با دفتر رهبری بدین شکل بود: هدایت‌زاده بشکه‌های نفت را می‌فروخت و سوری آنها را حمل می‌کرد و کمیسیون آنها به حساب خامنه‌ای می‌رفت.

در 30 سال گذشته ایران حدود 700 میلیارد دلار نفت فروخته است که پورسانت فروش و حمل و نقل آن از طریق این دو نفر به حساب خامنه‌ای رفته است. سوّمین نفری که خامنه‌ای برای این کار وارد وزارت نفت کرد، برادرش «حسن خامنه‌ای» بود که ابتدا در وزارت ارشاد جزو گروه سانسور بود امّا بعد برای کنترل منافع خامنه‌ای وارد وزارت نفت شد.

 

کاخ‌های خامنه‌ای:

عکس‌های ضمیمه توسط گوگل محل کاخ‌های خامنه‌ای را نشان می‌دهد. این کاخ‌ها عبارتند از:

  1. کاخ‌های لواسانات که مربوط به شخص خامنه‌ای، مجتبی، و محمدی گلپایگانی است.
  2. کاخ جمشیدیه: (کاخ سابق اردشیر زاهدی) که محل کوهنوردی خامنه‌ای است.
  3. کاخ فیش قولا: در شمال ایران
  4. کاخ‌های باغ ملک آباد: مشهد با 300 هزار متر باغ اطراف
  5. کاخ نیاوران
  6. کاخ های سد لتیان: (که قبلا کاخ شاه بوده است)

 

ثروت خامنه‌ای:

خامنه‌ای در سال 60 رئیس‌جمهور شد.

در سال 61 هدایت و سوری را مسئول فروش نفت کرد و تا سال 85 آنها عوض نشدند.

در سال 62 محسن رفیق‌دوست را مسئول خرید اسلحه کرد.

از سال 1370 به ارزش زمین پی‌برد و از طریق ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان روی زمین‌های ایران دست گذاشت. در وزارت نفت از سال 63 حسن خامنه‌ای مسئول کنترل آقایان هدایت و سوری شد.

در وزارت دفاع محمدی گلپایگانی مسئول کنترل رفیق‌دوست و حیدری شد.

در امور زمین هم آقای لولاچیان مسئول شد و بعد با خامنه‌ای فامیل شد.

از سال 76 به بچه‌هایش اجازۀ دخالت در بیزینس را داد.

از سال 84 خودش بیزینس را کنار گذاشت و از دولت مستقیم پول گرفت. همان پول‌هایی که در بودجۀ کشور گم می‌شود. و کروبی از احمدی‌نژاد در انتخابات می‌پرسید آن یک میلیارد چه شد؟

کل ثروت خامنه‌ای و خانواده‌اش: 36 میلیارد دلار

ثروت شخص خامنه‌ای: 30 میلیارد دلار

ثروت خانواده: 6 میلیارد دلار

 

پول نقد:

22 میلیارد دلار از 36 میلیارد دلار به شکل پول نقد در ایران بود که در زمان انتخابات به دلیل شلوغی کشور تصمیم به ارسال بخش عمدۀ آن به سوریه از طریق ترکیه گرفته شد. این پول در مسیر ترکیه به سوریه لو رفت و در ترکیه توقیف شد. نگرانی خامنه‌ای این بود که در صورت سقوط رژیم این پول‌ها در ایران بماند. دولت ایران در حال تلاش برای باز‌پس‌گیری این مبلغ از ترکیه است. در این که این پول در ترکیه توقیف شده هیچکس شکی ندارد سؤال این است که چرا این پول با هواپیما مستقیم به سوریه نپریده است. شاید بیم آن بوده است که هواپیما و محموله‌اش شناسایی و سرنگون شود.

بقیۀ پول نقد: سه و نیم میلیارد دلار است که یک و نیم میلیارد دلار به صورت الماس و یک میلیارد دلار هم به صورت طلاست و حدود یک میلیارد به صورت اسکناس دلار است.

حساب بانکی: غیر از آن 22 میلیارد دلار نقد، ده میلیارد از 36 میلیارد در حساب‌های بانکی است به شرح زیر:

  • یک میلیارد در روسیه
  • یک میلیارد در سوریه
  • یک میلیارد در چین
  • یک میلیارد در ونزوئلا
  • دو میلیارد در آفریقای‌جنوبی
  • دو میلیارد در لندن
  • دو میلیارد سایر کشورها

و به غیر از 22 میلیارد نقد و 10 میلیارد در حساب‌های بانکی، بقیه اموال به صورت ملک و سهام به مبلغ: 4 میلیارد دلار به شرح زیر:

  • دو میلیارد سهام در بازارهای دنیا
  • یک میلیارد در آفریقای جنوبی
  • 500 میلیون دلار در سوریه
  • 500 میلیون دلار در ونزوئلا

 

30 میلیارد ثروت خامنه‌ای از کجا آمده است؟

  • 12 میلیارد دلار از پورسانت فروش نفت آمده
  • 2 میلیارد دلار از بیزینس زمین آمده
  • 6 میلیارد دلار از بیزینس سلاح آمده
  • 10 میلیارد دلار احمدی نژاد ظرف این 4 سال پرداخته

 

بیزینس‌های مذهبی خامنه‌ای:

آستان حضرت رضا در مشهد، آستان حضرت معصومه در قم و آستان شهر ری در جنوب تهران. تمام عواید ناشی از این آستان‌ها و سرمایه‌گذاری‌های آنها تحت کنترل و مشارکت خامنه‌ای است. طبسی در مشهد و ری‌شهری شرکای او در این دو شهر هستند.

 

مجتبی خامنه‌ای:

متولد 1348. دوّمین فرزند خامنه‌ای. علاقۀ شخصی او غیر از سیاست و اقتصاد به اسب سواری است. طوری که برای سوار شدن بر اسب مورد علاقه‌اش برای زمان‌هایی که در وکیل‌آباد مشهد است، اسب او را با هواپیما 330 به مشهد می‌برند. مجتبی فعال ترین فرزند خامنه‌ای در امور سیاسی است. او سال‌هاست همان نقشی را بازی می‌کند که احمد خمینی برای پدرش بازی می‌کرد. در جوانی به جبهه رفته است و در همان جا با طائب (مسئول کودتای انتخاباتی و مسئول شنود بیت‌رهبری …) آشنا شده است. همسر او دختر حداد عادل است. شیوۀ زن گرفتن در خانوادۀ خامنه‌ای این طور است که همسر خامنه‌ای چند دختر را برای پسرانش انتخاب می‌کند و پسرها پس از تأیید پدر و وزارت اطلاعات از بین آنها دختری را انتخاب می‌کنند. این انتخاب ملاحظات سیاسی بسیاری دارد. وصلت با فرزندان خامنه‌ای، نوعی مشارکت در قدرت ایران است. به همین سبب ازدواج ناشی از عشق اوّلیه، تقریباً در خانوادۀ خامنه‌ای منتفی است. مجتبی مدّتی با همسرش بر سر بچه‌دار نشدن دچار اختلاف بود و حتّی علاقمند بود تا زن دیگری را اختیار کند تا این که راه چارۀ معالجه در لندن تشخیص داده شد.

 

بچۀ یک میلیون پوندی:

مجتبی به همراه 20 محافظ، و همسرش به همراه سه ندیمه، و مادر همسرش به همراه دو ندیمه، دسته جمعی به لندن رفتند و مدت دو ماه، نیمی از هتل شرایتون پارک لین لندن را اجاره کردند تا همسرش موفق شود برای او پسر بچه‌ای به نام باقر را به دنیا بیاورد. بچه‌ای که هزینۀ سفر هواپیمای اختصاصی و هتل و هزینۀ درمان و خرج و حقوق محافظین و ندیمه‌های مادر و مادر بزرگش حدود یک میلیون پوند هزینه داشته است. زنان مسئولین که از موضوع خبر دارند وقتی دربارۀ باقر (نوۀ خامنه‌ای) حرف می‌زنند از او به عنوان بچه یک میلیون پوندی سخن می‌گویند.

 

رابطۀ مجتبی و حداد عادل (پدر زنش)

مجتبی خامنه‌ای داماد حداد عادل است. پس حداد عادل موفق می‌شود به ریاست مجلس شورای اسلامی‌ برسد. امّا این روابط فامیلی، نه‌تنها به قدرت سیاسی میدان می‌دهد که زمینه همکاری‌های مهم اقتصادی است.

در زمان آقای خاتمی ایرانسل به مناقصه گذاشته شد. مجتبی خامنه‌ای به دنبال آن بود که آفریقای‌جنوبی که به او پورسانت می‌داد، برنده مناقصه باشد، امّا در یک مناقصۀ آزاد، شرکت ترک‌سل، برندۀ مناقصه شد. مجتبی ناراحت می‌شود و به آقای خاتمی زنگ می‌زند که بگویید: برندۀ مناقصه آفریقای جنوبی شده است. آقای خاتمی به سلیمانی می‌گوید قانونی عمل کنید. سلیمانی اعلام می‌کند ترک‌سل قانوناً برنده شده است. مجتبی دست به دامان حداد عادل می‌شود. حداد به احمد توکلی می‌گوید که برنده شدن ترکسل خلاف امنیت ملّی است و علیه دولت خاتمی تعداد زیادی مقاله نوشته می‌شود. خاتمی زیر بار نمی‌رود تا احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. اوّلین کاری که احمدی‌نژاد می‌کند این است که قرارداد را بدهند به وزارت دفاع و MTN به صورت مشارکتی. و بدین ترتیب مجتبی از آفریقای جنوبی پورسانت می‌گیرد که به حساب او در لندن ریخته می‌شود. (رجوع شود به سخنرانی‌های توکلی در این مورد و همین‌طور به سخنرانی‌های سلیمانی در سایت بازتاب در اینباره) آقای حداد به مجتبی می‌گوید: من این کار را برای تو کردم. حالا تو برای من یک کاری بکن. برای زمین من از قالیباف مجوز مسکونی تجاری بگیر.
حداد عادل یک زمین 300 هزار متری که انبار است را در شمال میدان رسالت مالک است. این زمین متری 200 هزار تومان می‌ارزید که توسط قالیباف به یک ملک مسکونی-تجاری تبدیل شد. در نتیجه این عمل زمین 300 هزار متری انبار که متری 200 هزار تومان می‌ارزید، یکباره به متری 3 میلیون تومان تبدیل شد. در این مورد علی اشراقی (نوۀ امام) مخالفت می‌کند که به توصیۀ مجتبی، توسط قالیباف، علی اشراقی هم معزول می‌شود.

در حال حاضر بابت هر تلفن ایرانسل 2 تومان و بابت هر SMS یک تومان به مجتبی می‌رسد. این علاوه بر پولی است که از آفریقا به حساب او پورسانت ریخته می‌شود.  هم‌چنین هر بشکه نفتی که به چین و هند فروخته می‌شود یک دلار به مجتبی می‌رسد.

چندی پیش یک میلیارد و ششصد میلیون پوند که به حساب مجتبی خامنه‌ای در لندن رفته بود به دلیل آن که معلوم نبود، از کجا آمده است توسط انگلیس مصادره شد.

همین‌طور رجوع شود به مقالات BBC دربارۀ سعید امامی و قتل‌های زنجیره‌ای که در آنها به 30 درصدی که مجتبی بابت خرید اسلحه از روسیه کمیسیون گرفته اشاره شده است.

گاهی دیده شده که مجتبی در بعضی سفرها به خارج از ایران ماشین بنز سفارت را که برای استقبال به پای هواپیما آورده شده را سوار نشده و سراغ ماشین ساده‌تری را گرفته است. و گاه حتّی حاضر نشده به هتل برود و در خانۀ کارمندان سفارت شب را خوابیده است. این ریاکاری برای پنهان کردن هزاران رازی است که خامنه‌ای و خانواده اش از مردم ایران پنهان کرده‌اند.

 

ثروت مجتبی: 3 میلیارد دلار

2 میلیارد در لندن و سوریه و آفریقا

700 میلیون دلار ملک در سوریه، ونزوئلا و لندن

300 میلیون دلار نقد (الماس، طلا و دلار)

مجتبی از سال 76 جایگزین حسن خامنه‌ای در نفت شد.

بابت خرید بنزین تا کنون از هر تن، بین 5 تا 15 دلار حدود 1 میلیارد دلار پورسانت گرفته است.

در زمین: (یک قطعه 500 هزار متری در مشهد مال اوست)

بزرگترین پاساژ و آپارتمان سازی مشهد مال مجتبی است. همه مشهدی‌ها آن را می‌شناسند.

200 هزار متر زمین از قالیباف در تپه‌های عباس‌آباد گرفته است.

150 هزار متر شاپینگ در اکباتان ساخته شده که مجوزش را از قالیباف گرفته (500 میلیون دلار سود داشته است)

 

آشنایی مجتبی با سعید امامی:

همسر آقای خامنه‌ای با مجتبی پسرش و سعید امامی و همسر او با فالکون دولت جمهوری‌اسلامی به مدت سه هفته به همراه محافظین به لندن می‌روند. علت این سفر، عمل معدۀ مجتبی و عمل رودۀ مادر او خجسته خانم است. در این سفر زمینه‌های آشنایی نزدیک مجتبی با سعید امامی ‌برای قتل‌های زنجیره‌ای فراهم می‌شود. در خاطرات زن سعید امامی آمده است:

سعید امامی وقتی از لندن برمی‌گردد، با مجتبی خیلی دوست می‌شود (و پایۀ قتل‌های زنجیره‌ای از سال 73 شکل می‌گیرد) سید امامی مسئول امنیت داخلی وزارت‌اطلاعات بود، از همان سال‌ها مخالفت با آقای خامنه‌ای شکل ظاهری به خود گرفت. ابتدا لات‌های تهران را کشتند. محسنی اژه‌ای و آقای خوشبخت (پدر زن مصطفی خامنه‌ای) حکم قتل‌ها را صادر می‌کردند و بچه‌های اطلاعات عملیات را اجرا می‌کردند.

 

مجتبی و قتل‌های زنجیره‌ای:

بالای دفتر آقای خامنه‌ای در خیابان پاستور، مجتبی خامنه‌ای دو اتاق دارد که ملاقات‌هایش را در آنجا انجام می‌دهد. یکبار در همان اتاق‌ها به سعید امامی می‌گوید: «که چرا همین کاری را که با لات‌ها کردی با روشنفکرها نمی‌کنی؟»

سعید امّامی می‌گوید: «کتبی بنویس.»

«حجازی» (رئیس دفتر آقای خامنه‌ای) به «دُری نجف‌آبادی» (وزیر اطلاعات وقت) می‌نویسد که: «با درخواست‌های آقای امامی موافقت کن.» بعدها که دُری نجف‌آبادی متّهم شد که در قتل‌ها دخالت داشته است، گفت: «در صورتی‌که من دستگیر شوم نامۀ حجازی را که مخفی کرده‌ام، منتشر خواهد شد تا معلوم شود که قتل‌های زنجیره‌ای دستور مجتبی بوده است.» در نتیجه موضوع قتل‌های زنجیره‌ای نتوانست به گردن دُری نجف‌آبادی بیفتد، امّا کسی یقۀ مجتبی را هم نگرفت.

سعید امامی تا زمانی که دستگیر نشده بود هر یکشنبه بعدازظهر از ساعت 4 تا 7 شب مجتبی را در همان دو اتاق بالای دفتر رهبری ملاقات می‌کرده است. مصطفی و مجتبی هر کدام 16 محافظ دارند که غیر از دو نفرشان دیده نمی‌شوند.
مجتبی درس طلبگی خوانده است و در حال حاضر گاهی در قم درس طلبگی می‌دهد. هنگامی که او مشغول درس دادن است 8 نفر از طلبه‌ها از او محافظت می‌کنند.

 

مجتبی و انتخابات جدید:

درمورد انتخابات تز مجتبی این بود: طرفداران مخالف سوسولند. دو تا باطوم بخورند در می‌روند. تزی که جواب نداد.

پس از انتخابات وقتی شعار (مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی) بر سر زبان‌ها افتاد، بسیاری از زندانیان سیاسی شلاق خوردند تا کسی یا کسانی که این شعارها را بر سر زبان‌ها انداخته بودند، شناسایی شوند. تصور دفتر رهبری و خود مجتبی این بود که نام او هر چه کمتر بر سر زبان‌ها بیفتد، راحت‌تر می‌تواند به کارهایش ادامه بدهد. حیرت مجتبی و دفتر رهبری این بود که نام مجتبی را چه کسی بر سر زبان‌ها انداخته است. چرا که مجتبی تا قبل از انتخابات اخیر بیشتر پشت پرده بود.

درحال‌حاضر بعد از خامنه‌ای، مجتبی پرقدرت‌ترین شخص ایران است که با هماهنگی سپاه، فرماندۀ اصلی کودتای پس از انتخابات است. مجتبی در بعضی از موارد حتّی بر خلاف نظر پدرش علی خامنه‌ای رفتار می‌کند. به عنوان مثال، در آبان ماه سال 1388 به رئیس دادگاه مربوط به متهمین تجاوز و شکنجه در کهریزک توسط فیروز‌آبادی اطلاع داده شد که آقای خامنه‌ای دستور آزادی متهمین کهریزک را داده است. متهمین آزاد می‌شوند، امّا رئیس دادگاه از لاریجانی رئیس قوۀقضائیه می‌پرسد: چرا بیت‌رهبری از طریق شما به من امر نکرده‌اند؟

لاریجانی اظهار بی‌اطلاعی می‌کند امّا اصرار می‌کند که قضیه را مسکوت بگذارد تا از شخص آقا بپرسد و می‌گوید قرار است پس فردا شرفیاب شوم. دو روز بعد از آقای خامنه‌ای می‌پرسد که: «چرا از طریق من به رئیس دادگاه ابلاغ نفرمودید؟»

خامنه‌ای اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید: «من چنین دستوری نداده ام.» فیروز‌آبادی که در آن لحظه برای بازدید در قزوین بوده است احضار می‌شود و با هلیکوپتر خودش را به بیت می‌رساند.

خامنه‌ای از او می‌پرسد: «تو چنین دستوری داده‌ای؟»

فیروز آبادی می‌گوید: «بله من گفتم.»

خامنه‌ای می‌پرسد: «از چه‌کسی چنین دستوری گرفتی؟»

فیروز آبادی می‌گوید: «اجازه بدهید خصوصی عرض کنم.»

خامنه‌ای به او حکم می‌کند تا فوری گزارش دهد. و او می‌گوید: «آقا مجتبی فرمودند. و دوباره خامنه‌ای دستور دستگیری مجدد متهمین کهریزک را صادر می‌کند.»

در مورد انتخاب شدن احمدی‌نژاد هم قصه از این قرار بود که کروبی در موقع شمارش آرا خوابش برد و وقتی از خواب برخاست احمدی‌نژاد از او پیشی گرفته بود. قالیباف نیز نقل می‌کند که قرار بود من رئیس‌جمهور شوم امّا یکباره عنایت آقا از من برداشته شد. در همۀ موارد این مجتبی بوده است که به سپاه و بسیج می‌گفته است که آقا می‌خواهد شما به چه کسی رای بدهید.

این موضوع را کروبی پس از انتخابات احمدی‌نژاد در دور اوّل افشا کرد.

تا پیش از انتخابات، مجتبی خامنه‌ای به عنوان نفر دوّم دفتر رهبری، تنها برای سیاسیون درجه اوّل نظام شناخته شده بود، امّا حوادث بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری 1388 نام مجتبی را به عنوان عامل اصلی کودتا بر سر زبان‌ها انداخت.

 

مجتبی و ولیعهدی او:

بسیاری معتقد بودند که آقای خامنه‌ای برای بعد از خودش به شاهرودی فکر کرده است. زیرا خامنه‌ای نمی‌تواند با جانشینی مجتبی پسرش احساس نظام پادشاهی یا موروثی را برای مردم تداعی کند.

موضوع جانشینی پسر به جای پدر حتّی در زمان خمینی هم مطرح شد. عده‌ای به خمینی پیشنهاد کردند که احمد آقا پسر او پس از خمینی جانشین او باشد. خمینی خود بیش از هر کسی مخالف بود. او صراحتاً به هاشمی رفسنجانی گفت: «هر کس را می‌خواهید به جز احمد جانشین من کنید امّا در حق من چنین جفایی را نکنید. نگذارید مردم بگویند مثل شاه قدرت از خودش به پسرش ارث رسید.»

امّا عده‌ای و کم‌کم حتّی مردم این فرض را پذیرفته‌اند که در جمهوری‌اسلامی هرچیز می‌تواند اتفاق بیفتد. انتشار یک وصیت‌نامه پس از مرگ خامنه‌ای، و یا حتّی یک کودتای نظامی توسط سپاه، با اعلام مریضی نا به‌هنگام خامنه‌ای می‌تواند قدرت را به‌طور ‌کامل در اختیار مجتبی قرار دهد. مجتبی در حوزۀ علمیه درس خارج خوانده است و در مدرسۀ گلپایگانی درس فقه می‌دهد. او بیش از هر کسی روی پدرش اثر دارد. در بیت‌رهبری کارهای مختلف بین پسران خامنه‌ای تقسیم شده است. سهم مجتبی مسئولیت سازمان‌های نظامی و امور اقتصادی و امور شخصی خامنه‌ای است.

 

مصطفی خامنه‌ای:

با آنکه مصطفی پسر اوّل و ارشد خامنه‌ای است امّا مجتبی گوی سبقت را از او ربوده است. شرکت مخابرات که به سپاه داده شد، دعوای مجتبی و مصطفی بوده است. چون مجتبی ایرانسل را داشت. مصطفی رفت تا از طریق سپاه مخابرات را صاحب شود و چون کسی از سپاه حساب پس نمی‌خواهد، پس مصطفی پشت سپاه می‌تواند خود را مخفی کند.
مصطفی نیز درس طلبگی خوانده است و اگرچه در حاشیه مجتبی به سرکوب مشغول است امّا علاقۀ او بیشتر به امور اقتصادی است. در ایران هر پژویی که فروخته می‌شود، حدود 150 هزار تومان سهم مصطفی است. تا به حال در ایران 2 میلیون پژو فروخته شده. فراموش نشود در ایران سالانه بیست و چند هزار نفر در تصادفات می‌میرند و بخش عمدۀ آن به وضعیت بد ماشین‌های در حال تردد برمی‌گردد که صرفاً برای سود بیشتر آقازاده‌ها تولید می‌شوند، نه برای مصرف بهینۀ مصرف کنندگان.

مصطفی در طلبگی درس خارج خوانده و اصول وفقه درس می‌دهد. همسر مصطفی، دختر آیت‌اله خوشوقت است کسی که حکم قتل‌ها را به همراه محسنی اژه‌ای در مورد ترور لات‌ها صادر کرد. مصطفی صاحب یک فرزند به نام جواد است و مسئولیت سازمان‌های مذهبی در بیت‌رهبری با اوست.

 

ثروت مصطفی: یک ونیم میلیارد دلار

1 میلیارد در حساب بانکی آفریقای‌جنوبی و سوریه

400 میلیون دلار ملک در آفریقای جنوبی و آلمان

100 میلیون دلار الماس و پول نقد در تهران

قرارداد پژو در زمان «نجات حسینیان» (وزیر صنایع سنگین) بسته شد. سال‌های اوّل سودی در کار نبود تا «غروی» آمد. بعد ایران خودرو زیر نظر مصطفی کار می‌کرد دو میلیون پژو فروختند. 150 هزار تومان بابت هر پژو به مصطفی رسید. پسر محمدی گلپایگانی که در فرانسه درس حقوق می‌خواند، مسئول ادارۀ پژو و امور ایرباس در فرانسه شد. وقتی پسر محمدی گلپایگانی به تهران آمد کار را به خود مصطفی منتقل کرد.

 

امور اقتصادی دیگر مصطفی:

مصطفی در شهر تهران کار خرید و فروش زمین می‌کرد و می‌کند.

دعوای «رفیق‌دوست» در سال 74 و 75 دعوا سر تقسیم پول با بچه‌های خامنه‌ای بود و در همین رابطه «خداداد» را دستگیر کردند.
شرکت خط هوایی کاسپین که ده هواپیما دارد زیر نظر مصطفی کار می‌کند. ابتدا زیر نظر رجبی نامی کار می‌کرد که رجبی را بیرون کردند.

واردات BMW نیز مال مصطفی است.

یک ماجرای باور نکردنی: هواپیمای پادشاه بورنای را به مبلغ 100 میلیون دلار خریدند. مصطفی و گلپایگانی و پسر گلپایگانی برای معامله به سفر رفتند. یک سوری دلال معامله بود. 70 میلیون دلار پول نقد داده شد. امّا دلال سوری پول را خورد و هواپیما را هم نداد و در دنیا گم و گور شد. عده‌ای هم می‌گویند گلپایگانی سر مصطفی کلاه گذاشته است.

پروژه مصطفی این است: «هر ایرانی یک پژو»

 

مسعود خامنه‌ای:

متولد 1353 است. همسر او «سوسن خرازی» (فرزند آیت‌اله خرازی و خواهر صادق خرازی) است. پس از انتخابات خانوادۀ آیت‌اله خرازی بابت آبرویی که از آنها به سبب حوادث پس از انتخابات رفته است، مسأله دار شده‌اند و سوسن خرازی به خانۀ پدری برگشته و در شرف طلاق از مسعود است. مسعود بیش از برادران دیگر خود روشنفکر نشان می‌دهد. او در دانشگاه درس حقوق خوانده و مسئولیت بنیادها در بیت‌رهبری و مسئول سایت خامنه‌ای است.

 

ثروت مسعود: 500 میلیون دلار

400 میلیون دلار حساب بانکی در فرانسه، لندن، سوریه

100 میلیون دلار نقد در تهران

واردات رنو مال مسعود است. قرارداد رنو زمان خاتمی بسته شد. بچه‌های وزارت صنایع داشتند قرارداد رنو را می‌بستند که توسط «احمد توکلی» جلوگیری شد. وقتی «میثم» وارد قرارداد شد، احمد توکلی گفت: «مشکلی ندارد و مسأله حل شده است.»
محمد خامنه‌ای برادر خامنه‌ای برای امضای قرارداد با مسعود به پاریس رفت. موقع افتتاح خط، مسعود و محمد خامنه‌ای نیز حضور داشتند.

مسعود خلبانی بلد است و می‌توانسته است با فالکون پرواز کند.

 

میثم خامنه‌ای:

متولد سال 1357. همسر او «لولاچیان» فرزند یک بازاری است. ماشین ال90 رنو توسط مسعود خامنه‌ای و عمویش محمد خامنه‌ای تا سالی صد هزار مورد وارد ایران می‌شود و بابت هر ماشین 500 هزار تومان به میثم و عمویش می‌رسد. میثم الهیات خوانده است و اکنون در دفتر خامنه‌ای کار می‌کند. مسئولیت ستاد اجرایی بیت‌رهبری با میثم است.

 

ثروت میثم: 200 میلیون دلار

در حساب سوریه: 190 میلیون دلار

نقد: 10 میلیون دلار

 

بشری خامنه‌ای:

متولد 1359. شوهر او پسر محمدی گلپایگانی (رئیس دفتر خامنه‌ای) است. سن او دو سال از انقلاب کمتر است و مثل خواهرش هدی قد بلند و لاغر است و موهای بوری دارد. او وقتی به مدرسه می‌رفت دو محافظ تا بیرون آمدن او از مدرسه پشت در می‌نشستند. بشری خامنه‌ای با زن طائب رفت و آمد داشت. یک روز بشری به خانۀ طائب می‌رود و می‌بیند تن زن طائب سیاه است. از او علّت را می‌پرسد و زن طائب زیر گریه می‌زند و درد دل می‌کند که دیشب طائب اسلحه را روی سر من گذاشته بود و می‌گفت که اعتراف کن که با برادرت رابطه جنسی داشته‌ای. اگر اعتراف نکنی شلیک می‌کنم. و بعد هم مرا زد. این داستان توسط بشری به گوش خامنه‌ای می‌رسد و منجر به اخراج طائب برای مدتی کوتاه از بیت‌رهبری می‌شود.

 

ثروت بشری: 100 میلیون دلار

100 میلیون دلار نقد (که از بیزینس به دست نیامده و هدیه پدر است)

 

هدی خامنه‌ای:

متولد 1360 همسر پسر برادر آقای کنی است. علاقۀ او و خواهرش مثل علاقۀ دو زن معمولی به آرایش و تغییر لباس است. در مهمانی‌های زنانه بادامن کوتاه حاضر می‌شوند. تا پیش از انتخابات یک آرایشگاه مشهور در خیابان فرشته را قوروق می‌کردند تا آرایش موهای خود را تغییر دهند. امّا از زمان انتخابات به بعد اتاقی در دفتر رهبری به یک آرایشگاه تبدیل شده تا امنیت دختران و عروسان خامنه‌ای در فضای نا امن بعد از انتخابات بیشتر شود.

 

ثروت هدی: 100 میلیون دلار

100 میلیون دلار نقد (از پدر هدیه گرفته است)

 

برادران خامنه‌ای:

حسن برادر خامنه‌ای 500 میلیون دلار ثروت دارد که 400 میلیون آن در سوریه و لندن 20 میلیون دلار نقد در تهران 80 میلیون دلار در حساب لندن و دبی است. او مدتی در وزارت ارشاد مسئول سانسور و مدتی در وزارت نفت مسئول نظارت بر فروش و حمل و نقل نفت بوده است.

محمد برادر خامنه‌ای 100 میلیون دلار ثروت دارد.

هادی خامنه‌ای که در دورۀ شاه به 3 سال زندان محکوم شده بود به دلیل فاصله‌اش از این خاندان منزه‌تر زندگی می‌کند. او جزء طیف اصلاح‌طلبان است و سردبیر روزنامۀ «حیات‌نو» است، که گاهی روزنامه‌اش هم توقیف می‌شود.

 

ثروت‌های حاشیه‌ای و ناگهانی خانواده خامنه‌ای:

در زمان «نوربخش» به شرکتی که مال «محمدی گلپایگانی» و پسرش بود و به همراه بچه‌های سپاه و با مدیریت «قاسم سلیمانی» اداره می‌شد ارز داده می‌شد و در دبی می‌فروختند. این‌ها ارز را می‌خریدند به 400 تومان و یک بار سه روز بعدش فروختند به 800 تومان. 5 میلیارد دلار ارز به طور ناگهان دو ونیم میلیارد دلار سود کرد. از طرف قوۀ قضائیه هفت، هشت نفر در این رابطه دستگیر شدند که سلیمانی از طرف آقای خامنه‌ای آنها را آزاد کرد. (دورۀ آقای خاتمی بود و شاهرودی را تهدید کردند تا آنها را آزاد کنند)

از قرارداد‌های اسلحه: (تانک، موشک و ضدهوایی)

فقط 10 میلیارد دلار با چین معاملۀ اسلحه شده است. (3 میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده، چون کمیسیون قرارداد اسلحه بالاست)
11 میلیارد دلار از روسیه اسلحه خریده شده است. (3 میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده است)

حدود دو و نیم میلیون بشکه نفت ایران روزانه فروش می‌رود که یک میلیون و نهصد هزار بشکۀ آن از طرف خامنه‌ای فروخته می‌شود. بابت حمل و نقل هر بشکه نفت 5 سنت کمیسیون بر‌می‌دارند.

بعضی از پول‌ها هم برای پروژه‌های سرّی است و کسی حسابش را ندارد. پروژه های اتمی، نظامی، حزب‌اله و پروژه‌های خارج از کشور. مثلاَ می‌گویند: 20 میلیون دلار می‌خواهیم. نصف‌اش را خرج می‌کنند و نصف‌اش را خودشان برمی‌دارند.

حالا معلوم است که چرا خامنه‌ای که با روضۀ اباعبدالله سر کار آمده است برای کدام منافع به راحتی در روز عاشورا آزادی‌خواهان و حتّی عزاداران حسینی را می‌کشد. (عاشورای سال 1388)

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: